تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣

امثله احاجى متعلقه بمسائل معقوله

( 1 ) هر معدوميكه ممكن است بايد در اين زمان موجود باشد زيرا كه وجود معدوم ممكن در اين زمان ممتنع نيست و هر چه وجود او در اين زمان ممتنع نباشد بايد كه موجود بود چه اين قضيه صادق است كه هر چه موجود نيست در اين زمان وجود او در اين زمان ممتنع است و چون اين صادقست عكس نقيض او نيز صادق بود . جواب ، اگر مراد بامتناع امتناع ذاتيست صدق اين قضيه كه هر چه موجود نيست در اين زمان وجود او در اين زمان ممتنع است ممنوع و اگر مراد امتناع بالغير است صغراى قياس ممنوع است . ( 2 ) هر چه ممتنع است بايد كه موجود باشد در خارج زيرا كه هر ممتنعى موجود است در ذهن و هر چه موجود باشد در ذهن موجود باشد بوجود مطلق ، و هر چه موجود باشد بوجود مطلق معدوم نباشد بعدم مطلق ، زيرا كه وجود مطلق و عدم مطلق متقابلانند و هر چه معدوم نباشد بعدم مطلق معدوم نباشد بعدم خارجى و هر چه معدوم نباشد بعدم خارجى بايد كه موجود بود بوجود خارجى و هو المدعى جواب ، لا نسلم كه هر چه موجود است بوجود مطلق معدوم نباشد بعدم مطلق و لا نسلم كه وجود مطلق و عدم مطلق متقابلانند چه اگر ميان ايشان منافات بود بايستى با هم جمع نشدندى ليكن هر دو در موجود ذهني كه او را در خارج وجود نباشد صادقند . ( 3 ) حيوان نشايد كه مركب بود چه اگر مركب باشد اجزاى او حيوانات باشند يا غير اگر اجزاى او حيوانات باشند تقدم الشىء على نفسه لازم آيد و آن محال ، و اگر غير حيوانات باشند عند اجتماع الأجزاء امرى ديگر زياده از آن اجزا حاصل شود يا نه اگر نشود لازم آيد كه حيوان عين ما ليس به حيوان باشد و اين محال و اگر حاصل شود بناچار هيئتى باشد كه عارض آن اجزا شود حينئذ لازم آيد كه حيوان عرض باشد چه حيوان در تحصيل محتاج بود بدان هيئت و آن هيئت در تحصيل محتاج است به محل و هر چه در تحصل و تحقق محتاج باشد به چيزى كه