تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
خلف خاءا من دنانيره * من ماله الموروث و المكتسب
أعطانى الدينار قسامها * فاستخرجوا توريثه اذ حسب
اينمسأله را از أمير المؤمنين عليه السّلام پرسيدند و سؤال آنست كه زنى به او گفت برادر من وفات يافت و ششصد دينار بگذاشت و مرا از آنجا يك دينار ميدهند اين چگونه تواند بود ؟ علي عليه السّلام فرمود چون برادر ترا دو دختر و مادر و زن و دوازده برادر پدرى باشند و يكخواهر هر آينه اين يكخواهر را از تركه او كه ششصد دينار است بجز يك دينار نرسد ، زيرا كه ثلثان ششصد كه چهار صد باشد حق دختران بود ، و سدس آن كه صد است نصيب مادر و ثمن آن كه هفتاد و پنج است نصيب زن باقيماند بيست و پنج هر برادرى را دو باشد و خواهر را يكى . و منقولست كه دو شخص به حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله آمدند يكى از ايشان پرسيد كه العيسجور اذا اصر نكل على هر مع فنجعه المصر نكل هل عليه النحيحة و ديگرى پرسيد كه طمس طاح فاندق و ترك شلا فلمن النشب « النسب » ؟ رسول صلّى اللّه عليه و إله ايشانرا حواله بصحابه كرد هيچكس از ايشان جواب نداد أمير المؤمنين علي عليه السّلام در آنساعت غايب بود چون حاضر شد برو عرض كردند در جواب اول فرمود جرح العجماء جبار ، و در جواب دوم گفت : النشب « النسب » للشل مميطا ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در آن روز فرمود : أنا مدينة العلم و علي بابها . و سؤال اول آنست كه اگر شتر مست در صحرا بشخصى حمله برد و او را هلاك كند ديه بر صاحب شتر ثابت شود يا نه ، در جواب بگفت جرح حيوانات عجما هدر باشد ، و سؤال دوم آنست كه شخصى از بلندى در افتاد و هلاك شد و ازو پسرى ماند ميراث او از آن كه باشد ، در جواب گفت ميراث از آن پسر او باشد در حالتى كه ديگران را دور كرده باشد ، يعني اگر صاحب حقى ديگر نباشد و اللّه اعلم . ( ج 22 )
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 352 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي