غزو ششم [ غزاى بني سليم ]
غزاى بني سليم بود ، گويند چون رسول صلّى اللّه عليه و آله از غزو بدر فارغ شد بمدينه آمد و هفت روز اقامت فرمود و ابن مكتوم را به نيابت خود در مدينه بگذاشت و آهنگ بني سليم كرد ، چون بنزديك ايشان رسيد ايشان بگريختند رسول صلّى اللّه عليه و آله سه روز آنجا اقامت كرد و باز گرديد .
غزو هفتم [ غزاى سويق ]
غزاى سويق بود ، گويند چون واقعه بدر واقع شد ابو سفيان سوگند خورد كه نياسايد تا كينهء آن باز نخواهد ، پس در ماه ذو الحجه با دويست سوار بر نشست و قصد مدينه كرد به نزديك مدينه در پيش بني النضير فرود آمد و شب از آنجا بر نشست و بمدينه تاختن برد ، و درختى چند از خرما ببريد و دو تن را از انصار بكشت و هم در آن شب باز گرديد .
پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله چون از آن حال خبر يافت برنشست و در عقب ايشان روان شد ابو سفيان فرود آمده بود تا بياسايد چون از آمدن پيغمبر خبر يافت همه چيز را بگذاشتند و بگريختند لشگر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله چيزهاى ايشان را برداشتند و توشهاى لشگر ابو سفيان بيشتر پست بود و از اين سبب اين غزا را غزاى سويق خوانند .
غزو هشتم [ غزاى احد ]
غزاى احد بود آوردهاند كه چون در بدر بعضى از رؤساى قريش كشته شدند و بعضى اسير گشتند و بقيه لشگر گريختند و به مكه رفتند بعد از مدتى كه اسيرانرا باز خريدند جمعيكه پدران و برادران ايشان در بدر كشته بودند همچو عبد اللّه بن ربيعه و عكرمة بن ابى جهل و صفوان بن اميه و غيرهم پيش ابو سفيان رفتند و گفتند :
قريش از براى تو و جمعيكه با تو بودند از مكه بيرون آمدند و اين واقعه بديشان رسيد و ما را بعد از ايشان در زندگانى لذتى نماند و در ميان عرب بد نام شديم ابو سفيان گفت مراد شما چيست ؟ گفتند ميخواهيم كه اين جماعت بازرگانان ما را