أهل مدينه را از صحرا بغارت برد ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم زيد بن حارثه را بنيابت خود بر مدينه بگذاشت و او با لشگر خود در پى ايشان روان شد چون به وادى بنى صفوان رسيد خبر دادند كه لشگر قريش به راهى ديگر رفتند رسول صلّى اللّه عليه و آله از آنجا باز گرديد و اين غزو را جهت آن بدر الاولى خوانند كه وادى صفوان از ناحيت بدر است .
غزو پنجم [ غزاى بدر ]
غزاى بدر است ، چون قريش در اظهار عداوت و نهب و غارت مسلمانان هيچ مبالات نمىنمودند پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله خبر يافت كه أبو سفيان با قافلهء قريش از جانب شام با نعمت تمام به طرف مكه مىرود سيصد و سيزده مرد از مهاجر و انصار برداشت و عمر بن مكتوم را در مدينه به نيابت خود بگذاشت و قصد ايشان كرد .
ابو سفيان پيوسته متفحص احوال پيغمبر بود و جاسوس در كار همين كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله از مدينه بيرون آمد جاسوس بيرون آمد او را خبر داد ابو سفيان در حال سوارى را به مكه دوانيد و ايشان را از آنحال خبر كرد
قريش با لشگرى تمام از مكه بيرون آمدند و رسول صلّى اللّه عليه و إله سه علم ترتيب داده بود يكى سفيد و دو سياه يكى را از آن جمله بعلي عليه السّلام داد ، دوم بمصعب بن عمير ، سيم بسعد بن معاذ داد در آن وقت لشگر او از جهت ساز و آلت حرب و مركب ضعيف حال بودند چنان كه بيشتر صحابه پياده بودند ، و يا هر دو كس و سه كس شترى داشتند و بجز زبير و مقداد و مرثد بن ابى مرثد غنوى هيچكس ديگر اسب سوار نبود .
رسول صلّى اللّه عليه و إله على را با سعد بن معاذ بر مقدمه لشگر بفرستاد ، قيس بن ابى صعصعه را بر ساقه بگذاشت و منزل به منزل مىآمد تا به وادى صفرا رسيد ، چون آنجا نزول فرمود خبر دادند كه ابو سفيان گريخت و در عقب او رفتن متعذر است