تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
بر مكه مستولى شوى ، خواطر او پيوسته در بند آن بود كه قصد ايشان كند ، و قبيلهء بنى ضميره ميان مكه و مدينه مقام داشتند و با ايشان يك دل و يكزبان بودند و هر آنچه در مدينه واقع ميشد ايشان را اعلام مىكردند . رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سعد بن عباده را در مدينه بنيابت خود بگذاشت و به قصد بنى ضميره لشگر كشيد ، چون بابوا رسيد رؤساى بنى ضميره با تحف و هدايا به خدمت رسول صلّى اللّه عليه و إله آمدند و بعهود و مواثيق رضاى او حاصل شد ، رسول صلّى اللّه عليه و إله هم از آنجا باز گرديد و بمدينه آمد .

غزو دويم [ غزاى بواطه ]

غزاى بواطه بود ، كه هم در آنماه واقع شد بسبب آنكه گروهى از قريش به قصد مسلمانان از مكه بيرون آمدند ، و در راه بهر كه رسيدند غارت ميكردند پيغمبر از آن خبر يافت و آهنگ ايشان كرد چون بمنزلى رسيد كه آن را بواطه خوانند ايشان از آن آگاهى يافتند و بگريختند ، پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يك روز آنجا اقامت فرمود تا هزيمت ايشان تحقيق كرد و بعد از آن باز گرديد .

غزو سيم [ غزاى عشيره ]

غزاى عشيره بود ، چون رسول صلّى اللّه عليه و إله از غزو بواطه مراجعت فرمود سه ماه در مدينه مقام كرد ، خبر دادند كه جمعى از قريش بجانب ينبع آمدند و حكام ينبع از قريش بودند ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ابو سلمه بن الأسد را بنيابت خود در مدينه بنشاند و او با لشگر قصد ايشان كرد ، چون بمنزلى رسيد كه آن را عشيره خوانند چند روز آنجا اقامت فرمود ، رؤساى قبيله بنى مدلج در ميان آمدند بر آن جمله صلح دادند كه اهل ينبع با قريش متفق نشوند و قصد مسلمانان نكنند ، و گويند درين غزو بود كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم علي را نام أبو تراب نهاد .

غزو چهارم [ غزاى بدر الاولى ]

غزاى بدر الاولى بود كه چون رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از غزو عشيره باز گرديد و چند روز در مدينه بود گرز بن جابر فهرى با لشگرى از قريش ناگاه در آمد و رمهء