او مگس بسيار جمعشدى ، و بعضى گويند هر آنكس كه آن گند به دو رسيدى بيفتادى و از غايت بخل و نهايت خساست او را رشح الحجر خواندندى ، و مدت امارت او بيست و يكسال بود .
ششم پسر او وليد ، و گويند مسجد جامع دمشق را او بنا كرد ، و مدت امارت او نه سال و نه ماه بود ، و حجاج بن يوسف از گماشتگان او بود ، نقلست كه حجاج پنجاه هزار مرد و سى هزار زنرا كه همه پرهيزكار بودند در حبس و غير حبس هلاك كرد .
هفتم برادر او عبد الملك و مدت امارت او دو سال و هشت ماه بود .
هشتم عمر بن عبد العزيز بن مروان در ميان خلفاى بني اميه همچو او بعلم و ديانت و زهد و تقوى كس نبود ، و او رفع لعنت كرد و فرمود تا بجاى لعنت اين آيه بخوانند كه :
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ .
و گويند او در زهد بغايتى بود كه شبى با جمعى در تدبير مهمى مشاورت ميكردند ، پسرش درآمد تا با او سخنى گويد او بفرمود تا چراغ را بنشاندند ، و چون فارغ شد برفروختند پرسيدند كه سبب اينحركت چه بود ، گفت روغنچراغ از بيت المال بود نخواستم كه در روشنائى او بمصلحت خانه خود مشغول باشم ، و مدت خلافت او دو سال پنجماه و پنج روز بود .
نهم يزيد بن عبد الملك و مدت امارت او چهار سال و يك ماه بود .
دهم هشام بن عبد الملك و مدت امارت او نوزده سال بود ، حسن بصرى در زمان او وفات كرد و زيد بن علي بن الحسين در كوفه خروج كرد ، او هشام بن يوسف را بفرستاد تا با او محاربه كرد ، تا آخر الامر اصحاب زيد بگريختند و زيد كشته شد .
يازدهم وليد بن يزيد بن عبد الملك ، و مدت امارت او يكسال و دو ماه بود ، در ايام او يحيى بن زيد بن على خروج كرد نصر بن سيار بمحاربه او رفت و يحيى را