تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
چون روز شد در آسيابى رفت و بخفت آسيابان بطمع جامهاى او او را هلاك كرد ، و ملك از ملوك فرس به كلى منقطع شد و بر أهل اسلام مقرر گشت
« يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ »
و اين واقعه در زمان خلافت عثمان بود ، و مدت ملك يزدجرد بيست سال بود ، گويند ملوك مازندران از نژاد اويند

باب سيم [ در اشارت بملوك ختاى و افرنج ]

در اشارت بملوك ختاى و افرنج ، بدانكه پادشاهان ملك ختاى از عهد نيكو شاه تاسودى شوسو كه مغول او را التان خان گفتندى و بدست چنگيز خانيان برافتاد ، و سى و شش طبقه بوده‌اند ، عدد ايشان سيصد و پنج بوده ، مدت پادشاهى ايشان بزعم اهل ختاى چهل و دو هزار و هشتصد و هفتاد و پنج سال بود و پادشاهان افرنج دو طايفه‌اند : قياصره ، و پاپان ، عدد قياصره از عهد مسيح تا اكنون صد و يكتن اول ايشان به زبان رومى اغسطوس بود ، مادر او در حالت ولادت او وفات يافت ، شكم او بشكافتند و او را بيرون آوردند و چنين كس را به زبان رومى چون قيصر گويند اغسطوس را قيصر نام كردند و عدد پاپان كه خلفاى مسيحند دويست و دو أول ايشان قنطورس حواري بود خليفه مسيح عليه السّلام ، و پاپ پدر را گويند و مرتبه پاپ تا غايتى باشد كه هرگاه خواهند كه قيصرى را نصب كنند هفت كس از معتبران سه از كشيشان و سه امير بزرگ و يك پادشاه با هم مشاوره كنند و ده كس را برگزينند و از آن ده يكى را اختيار كنند و تاجى از نقره در ملك الابانية كه بزعم ايشان ثلث ربع مسكونست بر سر او نهند ، و او را از آنجا بولاية لنبرديد ( لنبرويه خ ) آرند و تاجى از فولاد بر سر او نهند ، و او را از آنجا با رمينه كبرى كه شهر پاپ است برند تا پاپ تاجى از زر بهر دو پاى بردارد و بر سر او نهد ، و بعد از آن او خود را بيفكند تا پاپ پاى بر سر گردن او نهد و بر تن او برود همچنان افتاده باشد تا پاپ پاى برو نهند و بر آب نشيند آنگاه اسم قيصرى بر او اطلاق كنند
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 223 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي