طاعون عافانا اللّه منه با بيشتر بزرگان فرس كه با او يكى بودند هلاك شدند .
بيست و سيم اردشير بن شيرويه هفت ساله بود چون پدرش نماند او را بر تخت نشاندند مدت يكسال و نيم پادشاهى كرد .
بيست و چهارم كسرى بن قباد بن هرمز پادشاهى او سه ماه بود .
بيست و پنجم كسرى هومان كه از نسل ساسان بن بهمن بود ، مدت ملك او يكسال پنجماه بود .
بيست و ششم توران دخت كسرى و پادشاهى او يك سال و چهار ماه بود .
بيست و هفتم فيروز كه از برادر يزدجرد بزهكار بود و پادشاهى او شش ماه بود .
بيست و هشتم آزرمى دخت بنت پرويز و مدت پادشاهى او چهار ماه بود .
بيست و نهم فرخزاد بن خسرو و او در آن وقت كه شيرويه برادر آن را ميكشت خرد بود بدآن سبب خلاص يافت و بغايت بىكفايت بود ، شش ماه پادشاهى كرد .
سىام يزدجرد بن شهريار گويند چون شيرويه خويشان را بكشت دايهء او او را پنهان كرد ، بعد از مدتى بگريخت و او را بپارس برد ، بزرگان پارس او را پنهان نگاه ميداشتند ، چون بشنيدند كه فرخزاد در مداين بپادشاهى نشست و استعداد آن كار ندارد يزدجرد را بمداين بردند و بر تخت نشاندند ، و در آنوقت همه اطراف مملكت را مسلمانان فرو گرفته بودند مدت هشت سال در مداين بنشست .
چون سعد وقاص با لشگر اسلام بقادسيه رسيدند يزدجرد رستم پسر فرخزاد را بجنگ او فرستاد ، رستم در جنگ كشته شد و لشگر بهزيمت رفتند ، يزدجرد از مداين بگريخت و باصفهان رفت ، و مدتى آنجا اقامت كرد ، پس از آنجا بمرو رفت ، ماهويه كه در آن طرف گماشته او بود بسبب خيانتى كه كرده بود ازو ميترسيد با خاقان متفق شد و قصد او كرد ، او بترسيد و در شب لشگر را بگذاشت و بگريخت
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 222
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٢٢٢