تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
مبالغى قرض برو جمعشد عاقبت از سر ضرورت صورت حال خود به آن دوست صاحب ثروت باز راند ، او در خانه رفت و بدره زرى بيرون آورد و به دو داد و گفت : اگر كفايت نكند هر چند كه بايد مطالبت نماى كه بدين مال از تو سزاوارتر نيستم ، و چون آندوست باز گرديد او در خانه رفت و ميگريست أهل خانه گفتند اگر بر تو سخت بود چرا دادى ، گفت من از براى زر نميگريم ، گريه من از آنست كه چرا با دوست خود چنان زندگانى نكردم كه از احوال او واقف باشم ، و او را بذل سؤال و اظهار مسكنت محتاج نگردانم . و از آن جمله تلطف با فقرا و درويشان و اخلاص با ياران در ظاهر و باطن حضور و غيبت ، و صحبت داشتن با كسى كه در دين بالاتر بود و در دنيا فروتر كما قيل : اصحب من هو فوقك فى الدين و من هو دونك في الدنيا ، فان صحبت من فوقك تصغر في نفسك طاعتك و ان صحبت من دونك في الدنيا تعظم في عينك نعم اللّه تعالى و از آن جمله اختيار عزت اخوانست بر عزت خود و مذلت خود بر مذلت ايشان ، و صبر بر اذية سؤال سايلان و عدم ملالت ايشان ، و تصحيح مواخاة به ترك مكافات و شادمانى بلقاء دوستان ، و ترك تعدى بر اخوان سيما بر كسى كه هيچ دافعى و ناصرى ندارد و معرفت حق كسى كه در معرفت سبق برده باشد ، و ترك مطالبت قضاى حقوق و غير آن از خصال حميده و أفعال پسنديده كه شرح و بسط آن كما ينبغي در علم اخلاق بيايد إنشاء اللّه تعالى .