تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
و از آن جمله اشتغالست بعيب خويش از عيوب مردم قال صلّى اللّه عليه و آله طوبى لمن شغله عيبه عن عيوب الناس . و از آن جمله حسن ظن است بخلق خدا و حفظ حرمات ايشان ، آورده‌اند كه اصحاب جنيد او را گفتند جمعيكه از تو بر سبيل تعنت سؤال ميكنند در مقام اجابت نيستند گفت نظر من به ايشان غير نظر شما است اميد من چنانست كه بكلمهء از آن تعلق سازند كه سبب نجات ايشان گردد . و از آن جمله قبول رفق از وجهيكه شايد و ايثار بدان در وقت . و از آن جمله مراعات احوال و انفاس و اوقاتست چنان كه هيچ ضايع نگرداند قال سهل بن عبد اللّه : وقتك اعز الأشياء فاشغل بأعز الاشياء . و از آن جمله آنكسيكه ايشانرا خواهد قبول كنند و كسى كه ايشانرا نخواهد طلب نكنند و مريد را بزلالت از در خود نرانند و اجنبى را بخدمات تقرير نكنند روى ان داوود قال لسليمان : لا تستبدان بأخ لك قديم أخا مستفادا ما استقام لك منه حاله فانك إن فعلت ذلك تغيرت نعمة اللّه عليك ، و لا تستقل عدوا واحدا و لا تستكثرن الف صديق ، و با اخوان انبساط كنند و رعايت ادب در همه حال لازم است و جايز نشمرند كه توانگرى استخدام درويشى كند ، گويند جنيد و خواص ابراهيم هر دو در مسجد بودند و وقت ايشان بغايت فقير بودند و دوستى از دوستان ايشان در آمد و اثر گرسنگى بر ايشان ديد يكى از درويشانرا گفتند كه برخيز و با ما بيا ، و او را ببازار برد و چيزى خريد و به درويش داد تا او برداشت ، جنيد آن طعام نخورد و ابراهيم خواص با صاحب طعام گفت : قدر دنيا در چشم تو چند عظمت دارد كه درويش را حمال طعام ميسازى . و بايد كه به هيچ سببى از اسباب دنيوى از ياران متغير نشوند ، و ايشانرا باعتذار مضطر نگردانند ، و نقص و تقبيح كس نكنند ، و حسد نبرند ؛ و بر مطيع و عاصى شفقت يكسان برند ، گويند معروف با جمعى از دوستان و درويشان بر كنار دجله نشسته بود جمعى از جوانان در كشتى بودند و به لهو و طرب مشغول ، معروف گفت : اسألك اللهم ان تفرحهم في الاخرة كما
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 126 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي