ملك و ملكوت قايم و بنابرين در نام حبيب خود صلواة اللّه عليه دو ميم بوديعت نهاد يكى در اول و آن اشارت است بسر ملكوت ، و دوم در وسط و آن اشارتست بسر ملك تا برو اسرار عالم ملك و اسرار عالم ملكوت مكشوف گرداند و حقتعالى نود فرشته از فرشتگان لوح و نفس برو موكل گردانيد و سر او اشارت است بدآنچه سر او نود است دو ميم و يا .
و هر كه هر روز چهل بار نظر بر ميم اندازد و اين آيه بخواند
« قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ تُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ تُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ تُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَ تَرْزُقُ مَنْ تَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ »
حق تعالى برو آسان گرداند اسباب دنيا و آخرترا .
و ل سر قيام و بسط است ، اشاره بألف قايم و باء منبسط كه ألف در ذات ب منبسط شد و خود را محجوب گردانيد ، و هر دو در ظهور او پنهانند و ظاهر لوح و باطن قلم او ازين جهة در اول لوح و وسط قلم واقعشده و در جميع اسماء الهى با حرف ألف كه مخترع أولست داخل و خداى تعالى با او دويست و هفتاد و دو فرشته بيافريد و بعضى از خواص او در علم كيميا بيايد .
و ه حرفيست هوائي و روحانى و او نوريست مطلق متعلق بقائمه عرش و حامل او ألفست و شكل ميم برو مقدم آمد از جهة احاطت چو ميم اگر در اول افتد و اگر در وسط و اگر در آخر مختلف نشود أما ها در اطوار مختلف شود چه اول و وسط او را از ميان دو نيمه كرده باشند أما در آخر به شكل مستدير بود مشابه ميم .
و ر حرفيست نورانيكه درو مبعث أرواح است و جهة اينستكه در اول روح واقعشده و او اولين حرفيستكه قلم به دو جارى شد و هر عالمى كه هست به حكم : سبقت رحمتى غضبي ، بسر را از رحمت اولي كه رحمت ايجاد است به رحمت ثانيه كه رحمت بعث و نشور است رسيد ، و از ثانيه بثالثه كه رحمت خلود