تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
هر چه از اصل بحسب قياس حذف كرده باشند از فرع نيز حذف كنند و اگر خواهند مثل اسم از دعا اشتقاق كنند بر قول جمهور و ابو على گويند دعو بنا بر آنكه اسم در اصل سمو بكسر سين يا ضم آن بود و حذف واو و اسكان سين و زياده همزهء وصل همه غير قياس است و بقول ديگران كه مطلق تغيير را اعتبار كنند سواء كان قياسا او غير قياس گويند ادع اما اگر خواهند مثل صحايف از دعا بنا كنند بانفاق همه گويند دعايا زيرا كه در اصل حذفى واقع نشد اما در فرع دعائو بود چون واو او در طرف افتاده و ما قبلش مكسور بود قلب بيا كردند دعائى شد چون يا بعد از همزه واقعشد كه آن همزه بعد از الف جمع بود يا را بالف قلب كردند و همزه را بياء بمقتضاء قياس تصريفى دعايا شد . و اگر خواهند مثل عنسل از عمل بنا كنند گويند عنمل و از قال و باع گويند قنول و بنيع و از ابى على فارسى پرسيدند كه بر وزن ما شاء اللّه اگر خواهند از اولق بنا كنند چگونه باشد گفت ما الق الا لاق « 1 » جهت آنكه لفظ اللّه در اصل الالاه بود چه او فعال است بمعنى مفعول لانه مالوه ، اى معبود من إله بفتح اللام الاهة اى عبد عبادة و نقل حركت همزه بالام و حذف همزه هر چند قياسى بود همچو در الحمر ليكن غلبه حذف در اللّه شاذ است و همچنين ادغام لام تعريف در لام اصلى چه ميان هر دو الف متوسط بود . و گويند ابو على فارسى از ابن خالويه پرسيد كه اگر خواهند كه از آءة كه نام درختى است صيغتى بر وزن مسطار از استطار اشتقاق كنند چون باشد ، و مسطار در اصل مستطار بوده بلغت روم نام خمر است معرب كردند ، و اگر در او اعتبار اشتقاق كنند گويند در اصل
هامش
* راء خواهد بود اما از محوى دو حرف محذوف است و يك حرف مبدل بواو و بعبارت ديگر در آن پنج ياء بوده است ، لام الفعل و يك ياء از عين الفعل حذف و يكى بواو مبدل گرديده و دو ياء ديگر باقى است . بشرح نظام چاپ قديم طهران رجوع شود از اين جهت بر شرح رضى چاپ جديد مصر ترجيح داد . ( 1 ) اولق ابله است و ابو على آن را فوعل دانسته همزه را اصلى و واو زائد و الا بايد ما لاق الولاق بگويد .