همچو صرد و فعل همچو عنق و قسمت عقلى چنان اقتضا مىكند كه بر دوازده گونه آيد اما فعل و فعل نيامدهاند .
و رباعى مجرد بر پنج گونه آمده است : فعلل چون جعفر و فعلل چون زبرج و فعلل چون برثن و فعلل چون درهم و فعلل چون قمطر و اخفش بناء فعلل زياد كرده است همچو جحدب و قسمت عقلى چنان اقتضا ميكرد كه چهل و هشت گونه باشد حاصل ضرب سه در چهار و ضرب مرتفع باز در چهار كه حركت لام اول است اما بحسب استقراء بيش ازين نيافتند .
و خماسى مجرد بر چهار گونه آمده است فعللل همچو سفرجل و فعللل همچو قرطعب و فعللل همچو جحمرش و فعللل همچو قزعمل و قسمت عقلى چنان اقتضا ميكرد كه صد و نود گونه باشد .
و ابنيه اسم مزيد فيه ثلاثى و رباعى نا محصور است اما ابنيه خماسى مزيد فيه بجز عضر فوط حز عبيل و قرطبوس و قبعثرى و خندريس بيش نيافتند .
و ابنيه فعل ثلاثى مجرد در شش باب منحصر آمد فعل يفعل چون نصر ينصر و فعل يفعل چون ضرب يضرب و فعل يفعل چون علم يعلم و فعل يفعل چون ذهب يذهب و فعل يفعل چون حسب يحسب و فعل يفعل چون شرف يشرف و چون سكون عين درو جايز نيست قسمت عقلى چنان اقتضا ميكرد كه نه باب بودى حاصل ضرب سه در سه
و ابنيه فعل رباعى مجرد در يكباب منحصر آمد فعلل يفعلل چون دحرج يدحرج و ابنيه مزيد فيه ثلاثى كه زياده از براى الحاق نباشد در دوازده باب منحصر آمد افعل همچو اخرج و فعّل چون فرّح و فاعل چون قاتل و انفعل همچو انطلق
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 42
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٤٢