تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
و افتعل همچو اقتدر و استفعل همچو استخرج و تفعل همچو تكرّم و تفاعل همچو تقاتل و افعالّ همچو اشهابّ و افعلّ همچو اشهبّ و افعوعل همچو اغدودن و افعوّل همچو اجلوّظ . و مزيد فيه رباعى در سه باب منحصر آمد تفعلل همچو تدحرج و افعنلل همچو احرنجم و افعللّ همچو اقشعرّ و اگر زيادت از براى الحاق بود يا ملحق بدحرج باشد و آن شش صورت است : فعلل همچو شملل و فيعل همچو بيطر و فوعل همچو حوقل و فعول همچو جهور و فعنل همچو قلنس و فعلى همچو قلسى يا ملحق بتدحرج و آن پنج صورتست : تفعلل همچو تجلبب و تفوعل همچو تجورب و تفيعل همچو تشيطن و تفعوك همچو ترهوك و تمفعل همچو تمسكن يا ملحق باحرنجم و آن دو صورت است افعنلل همچو اقعنسس و افعنلى همچو اسلنقى و اينجمله ملحقات كه ذكر شد مزيد فيه ثلاثىاند و ابن الحاجب تفعل و تفاعل را نيز از جمله ملحقات به تدحرج نهاده و آن غير صوابست . و اگر حروف اصول در ابنيه خالى باشند از حروف عله كه آن واو و يا و الف است و از همزه يا تضعيف ؛ آن بنا را صحيح و سالم خوانند همچو ضرب و اگر حرف عله در فاء الفعل باشد آن را معتل الفا و مثال خوانند همچو و عد و يسر و اگر در عين الفعل باشد اجوف و معتل العين و ذو الثلثه خوانند همچو قال و باع ، و اگر در لام الفعل باشد ناقص و معتل اللام و ذو الاربعه خوانند همچو دعا و رمى . و اگر در عين الفعل و لام الفعل باشد آن را لفيف مقرون همچو طوى و نوى و اگر در فاء الفعل و لام الفعل باشد لفيف مفروق خوانند همچو وفى و وقى و كلمه كه درو هر حرف اصلى حرف عله باشد نيافتند مگر واو و ياء ، و اگر عين و لام او از يك جنس باشد آن را مضاعف خوانند هم چو سرّ و فرّ و اگر بجاى يكى از حروف اصول همزه باشد او را ممهوز خوانند همچو امر و سئل و قرأ و امتياز بفا و عين و لام كنند . و طريان احوال مختلفه و ابنيه بواسطهء چهار چيز تواند بود : اول از براى آنكه خواهند آنچه در ضمير باشد بدان تعبير كنند و بنابراين احوال بسيار طارى
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 43 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي