تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
اهل عربيت اتفاق كردند بدان كه ابراهيم لا ينصرفست بواسطه دو سبب يكى علميت دويم عجمه پس معرب واقع باشد چه اجماع ايشان در اين صورت حجت است و العلم عند اللّه . فايده ششم در بيان معرفت معانى الفاظ بدانكه هر لفظى از پارسى يا تركى يا غير آن كه چون از معنى آن پرسند ، لفظى كه در جواب گفته شود معنى آن لفظ نيست ، بلكه لفظى ديگر است مرادف او كه به نسبت اشهر و اعرف است مثلا ماء و آب و سو و پانى الفاظ مترادفه‌اند كه به نسبت با عرب مآء اعرف است و به نسبت با اهل فرس آب و به نسبت ترك سو و به نسبت با هند پانى و به نسبت با قومى ديگر الى آخر . . و معنى او جسميست رطب سيال كه باجسام مختلفة الصور منقسم نشود . و تعبير از مفهومات اشياء صعوبتى دارد و اكثر از آن بىخبرند تا بحديكه اگر از ايشان پرسند كه معنى اللّه چيست گويند خدا و ندانند كه اللّه و خدا مرادف يكديگرند و معنى او ذاتى است كه استحقاق عبادت داشته باشد و السلام .

فن سيم از كتاب نفايس الفنون علم تصريف

كه آن عبارت است اصولى كه در آن كميت ابنيه عرب و كيفيت اوزان و تغيرات لاحقه بدان را بدون اعتبار اعراب و بنا معلوم كنند و مراد ايشان با بنيه ابنيه صيغ كلمات عرب است ، و احوال كلمه از جهة ابنيهء اصل كلمه است باعتبار حروف و حركات و سكنات و هيئات آنچه عارض او شود از زيادت و نقصان و قلب و ابدال و غير آن و كلمه هرچند اسماء و افعال و حروف را شامل است ، اما بواسطه قلت تغير و تصرف در حروف ، التفات با بنيه حروف نكنند . و ابنيه اسم ثلاثى و رباعى و خماسى آمده است ، و ابنيه فعل ثلاثى و رباعى باشد ، دون خماسى ، جهت ثقل فعل خماسى ، و بيان اوزان ابنيه و تعبير از حروف اصول به ف و ع و ل كنند ، چنان كه گويند جمل بر وزن فعل است و نصر بر وزن فعل و جهت رباعى و خماسى لام ثانيه و ثالثه در آخر زيادت كنند ، چنان كه گويند جعفر بر وزن فعلل و سفرجل بر وزن فعللل و هرچه غير از اين حروف باشد آن را زيادت خوانند ، و آن زوايد را بعينها عند الموازنة بيارند ، چنان كه گويند اكرم بر