اتى و متى و عسى و بلى اماله جايز داشتهاند بجز حتى ولدى و على و الى و ما زكى كه در اين پنج كلمه باجماع قراء اماله نيست .
و همچنين در كلماتيكه واوىاند از اسما و افعال و در مصاحف كتابت آن بالف همچون :
الصفا و سنا برقه و عصا و شفا جرف و مانند آن از اسماء و همچون خلا و عدا و بدا و دنا و عفا و علا و مانند آن از افعال ، باجماع اماله نكردهاند مگر دحاها و تلاها و طحاها و سجى كه اينها با آنكه ثلاثى مجردند و واوى كسائى اين ها را اماله كرده است بنابر آنكه چون اين كلمات در ميان بنات يا واقعاند خواست جريان كلمات بر سنن واحد باشد .
ديگر در رويا و مرضات و خطايا در هر موضعى كه واقع شد و حق تقاته در آل عمران و قد هدى در سوره الانعام و من عصانى در سوره ابراهيم .
و اما انسانيه در كهف و آتاني الكتاب و اوصاني بالصلاة در سوره مريم و قوله تعالى فما آتاني اللّه در نمل و محيا هم در جاثيه كه اين ها با آنكه يائيند حمزه اماله نكرده است بلكه كسائى متفرد است در ان و در احيى اگر ما قبل او واو باشد همچون امات و احيى هر دو متفقاند در اماله و اگر واو نباشد همچون فاحياكم ثم احياكم فاحياها و من احياها و هو الذي احياكم كسائى متفرد است به اماله آن و آنچه كسائى متفرد است باماله به روايت دورى اين كلماتند :
اذانهم و اذاننا و طغيانهم در هر موضعيكه واقعاند و هداى و مثواى و محياى و روياك در اول سوره يوسف لا غير و بارئكم و البار المصور و سارعوا و يسارعون و يسارع هر جا كه واقع شود و الجبار و الجبارين در دو موضع و الجوار در سورة الشورى و الرحمن و كورت و من انصارى الى اللّه در دو موضع كمشكوة در سورهء نور و بقيه قراء در اين مجموع بفتح خواندهاند الا روياك كه ابو عمرو و ورش بين بين خواندهاند و الجبار و جبارين كه ورش تنها هر دو را بين بين خوانده است على خلاف عنه بين
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 511
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٥١١