تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
يا مساوى فعل باشد يا ناقص يا زايد اول را واجب مضيق خوانند و تكليف بدان جايز به اتفاق همچو روزه ماه رمضان و در جواز دوم خلافست : هر كه تكليف بمحال را جايز دارد اين نيز پيش او جايز بود و هر كه جايز ندارد جايز نباشد مگر بارادت آن در وقتى ديگر و سيميرا واجب موسع خوانند و توسع شايد كه در جميع عمر باشد همچو حج « 1 » و قضاء فايت كه مكلف را تاخير در اينها مادام كه ظن فوت نباشد جايز است و شايد كه در وقت معين باشد همچو نماز صبح كه وقت آن صبح صادق است تا طلوع آفتاب و علماء را در واجب موسع خلافست . و بعضى از اصحاب ابى حنيفه گفتند وجوب مختصست به آخر وقت و اگر در اول وقت بگذارد مستعجل بود همچو زكوترا پيش از حولان حول بدهد و كرخى گفت آنچه در اول بگذارد موقوف باشد اگر مصلى در آخر وقت بر صفت تكليف بماند آنچه او گذارده بود واجب بوده باشد و الا سنت بود . و بعض متكلمان را مذهب آنست كه واجب در اول وقت ، فعلست يا عزم اما آخر وقت فعل متعين شود و مذهب ابوالحسين بصرى و جمهور اصحاب آنست كه مكلف مخير است در ايقاع فعل در اجزاء آن وقت و اينقول بهتر است زيرا كه بعضى از اجزاء وقت را بر بعض ديگر اولويتى نيست . وجه سوم قسمت به نسبت با مكلف چنان كه اگر متناول كل واحد واحد از افراد مكلفان بود بتعيين همچو صلوة خمس يا متناول واحدى معين همچو تهجد كه مخصوص برسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود آن را فرض عين خوانند و اگر متناول بعضى غير معين بود همچو جهاد آن را فرض كفايه خوانند و فرض على الكفاية گاه بود كه بر كل واحد واجب شود چنان كه هر طايفه گمان برند كه غير ايشان بدان قيام ننموده ، گاه باشد كه از همه ساقط شود چنان كه هر طايفه گمان برند كه غير ايشان بدان قيام نمود .
هامش
( 1 ) بمذهب مشهور نزد شيعه حج واجب فورى است در سال استطاعت .