مسلمة كانت فديه من جهنم و من شاب شيبته فى سبيل الله كانت له نورا يوم القيامة . رواه عمر بن عتبة
فنّ چهارم علم اصول
كه آن عبارتست از معرفت قواعدى كه مفيد كيفيت استنباط احكام شرعى باشد از ادله سمعى و چون اصوليرا ناچار است از معرفت احوال نظر از جهت كيفيت صورت و مادهء آن لا جرم متاخران اوايل آن را بابحاث منطقى مصدر گردانيدند و چون دلايل احكام شرعى كتابست و سنت و اجماع است و قياس پيش اكثر . و كتاب و سنت بنا بر آن كه عربى الدلالهاند موقوفست بر معرفت موضوعات لغوى از جهت حقيقت و مجاز و خصوص و عموم و افراد و تركيب و اشتراك و ترادف و نقل و اضمار و غير ان لاجرم بعد از آن مباحث عربيت ايراد كنند و چون نظر ايشان مصروفست بر معرفت كيفيت استنباط احكام شرعى از ادله سمعى و آن بناچار موقوف باشد بر تصور احكام بعد از آن بتعريف حكم و تقاسيم و احكام آن مشغول شوند و ما چون بحثهاى منطقى را در قسم دوم از علوم اوايل ايراد خواهيم كرد و بحث عربيت در مقاله اولى شرح داده شده اينجا از آن هر دو اعراض نموده مباحث احكام و آنچه مطالب اينمقام باشد در پنج باب ايراد كنيم انشآء اللّه تعالى .