و مقاتل گفت انبيااند و بس چنان كه اولئك الذين انعم اللّه عليهم من النبيين .
و كلبى گفت اصحاب موسىاند عليه السّلام پيش از تغيير تورية و انعام بمعنى احسان است يقال انعمت عليه و احسنت اليه و اطلاق انعام كرد تا هر انعامى را فرا گيرد .
و ابن مسعود چنين خواند كه صراط من انعمت عليهم باثبات لفظ من بجاى الذين و الذين اولى است چه استعمال او در اولو العقل افصح و ابين است و غير المغضوب را بعضى گويند بدل است از الذين انعمت .
و بعضى گويند صفتست اگر چه باضافت با معرفت معين نشود بنابر آنكه الذين انعمت عليهم قوم معين نيستند همچو لقد امر على اللئيم يسبنى يا خود گوئيم چون غير المغضوب عليهم و لا الضالين خلاف منعم عليهماند .
پس در غير ابهامى كه مانع تعريفست نماند و بعضى غير بنصب خوانند تا حال باشد از ضمير مجرور متصل بعلى و عامل انعمت باشد و غضب نسبت با خلق شدت بأس است بنابر غليان دم قلبى و به نسبت با حق ارادت انتقام از عاصيان و مغضوب عليهم .
بعضى گفتند عام است در جميع كفار .
و بعضى گفتند مراد يهود است و ضلالت عدول است از طريق صواب و ميل از حق با فقدان ما يوصل الى المطلوب
و مراد بضالين . بعضى گفتند عموم اهل ضلالتاند .
و بعضى گفتند نصارى و محل عليهم اول نصب است و محل دوم رفع و غير در اينجا بمعنى لا است يا لا بمعنى غير چه عادت چنانستكه در عطف يا منفى بلا يا غير همان لفظ مكرر كنند .
و بنابر اين بعضى و غير الضالين خواندهاند و بعضى و لا الضالين بهمزه خواندهاند هربا من التقأ ساكنين و آمين باتفاق از قرآن نيست بلكه اسم صوتى است به معنى استجب .
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 394
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٣٩٤