آن را نيآوردند و بسيارى از آنچه آوردند در محل رد و طعن است و از ائمه اهل البيت عليهم السلام احاديث بسيار غير از آنكه در اصول خمسه ثبت است منقول است و فقهاء شيعه آن را جمع كردهاند و كتب بسيار در آن ساخته .
و ابن بابويه و علم الهدى و ابو جعفر طوسى هر يك صحيحى ترتيب دادهاند .
فايده دوم [ تقسيمات حديث ]
در تقسيمات حديث :
بدانكه حديثرا بعضى بسه قسمت كردهاند صحيح و حسن و ضعيف .
و مراد بحديث صحيح آن استكه سند او بروايت عدلى ضابط از مثل او متصل شده باشد و از شذوذ و علة سالم ماند .
و حسن آن استكه در اسناد او تهمتى نباشد و شاذ نبود .
و خطابى گويد صحيح آن است كه سند او متصل شده باشد و ناقلان او معدل گشته و حسن آنكه مخرج او معلوم بود و راويان او مشهور .
و بعضى از متأخران گفتند حسن آن استكه درو ضعفى قريب محتمل باشد و صلاحيت آن داشته باشد كه به دو عمل كنند و باتفاق همه حديث حسن حجت است هم چو صحيح و اگر چه دون او است در قوت .
و ضعيف آن استكه درو شرط صحيح و شرط حسن موجود نباشد و حديث ضعيف را بايد كه بلفظ جزم نقل نكنند بلكه گويند روى عن النبي كذا او بلغنا او ورد عنه .
و بعضى ديگر بيست و پنج قسم نهادهاند :
مسند و متصل و مرفوع و موقوف و مرسل و منقطع و مفصل و معنعن و معلق و شاذ و منكر و منفرد و معلل و مضطرب و مدرج و مغلوب و موضوع و مشهور و غريب و عزيز و مصحف و مسلسل و مختلف و ناسخ و منسوخ .
مسند آنست كه سند او متصل باشد از راوى تا انتها و بعضى ديگر گفتند