هديته الطريق اى عرفته الطريق و پيش ديگران بيك مفعول و تعديه او بالى باشد چنان كه : انك لتهدى الى صراط مستقيم و بلام چنان كه او لم يهد لهم .
و در اين جا شايد كه بلغة اهل حجاز باشد و شايد كه بلغة ديگران بود و حرف جر حذف كرده باشد چنان كه در : و اختار موسى قومه .
و از امير المؤمنين على عليه السّلام پرسيدند مؤمنان چون مهتدىاند طلب هدايت چه معنى دارد ؟
فرمود معنى اينستكه :
ثبتنا على دين الاسلام
و بعضى گفتند كه مراد اينستكه امتنا على دين الاسلام و بعضى گفتهاند :
ارشدنا الى الطاعات كما ارشدتنا الى التوحيد .
و بعضى گفتند الهمنا و سددنا و وفقنا و بعض ديگر گفتند معنى اينستكه :
ارشدنا الى القرآن و ما فيه من الاداب و الاحكام و صيغه امر و دعا هر دو يكيست زيرا كه هر دو در طلب مشتركند . و در قرائت شاذه ثبتنا و ارشدنا خواندهاند و صراط جاده را گويند و بسين نيز خوانند و در اصل خود بسين بوده و از سرط الطعام يسرطه سرطا اذا ابتلعه و سرط اذا مرهينا بلا تكلف جهة مناسبت طا با صاد كردند و بصاد خالص و ميان صاد و زا خواندهاند . و بزاى خالص در قرائت شاذه هم خواندهاند و لغت فصيحه صاد است
و مستقيم و قيم و قايم بيكمعنىاند و صراط بدلست از صراط اول
اگر گويند فايده بدل چيست و چرا نگفت اهدنا صراط الذين انعمت عليهم گوئيم فايده آن تاكيد است و اشعار بدان كه طريق مستقيم طريق مسلمانان است چنان كه از هل ادلك على اكرم الناس و افضلهم فلان ، چه اين كلام در دلالت بر فضل اقوى و ابلغ است . از آنكه گويند هل ادلك على فلان الاكرم الافضل بواسطه اشتمال او بر اجمال و تفصيل و مراد بقوله الذين انعمت عليهم مؤمناناند .
و بعضى گفتند ملائكه و انبياء و شهدا و صلحااند .
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 393
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٣٩٣