افتد با مثانت لفظ و تركيب و رضانت نظم و ترتيب و هر كه عاقل باشد داند كه اين كتاب از شخصى امى بيممارست كتب و علوم و مصاحبت ارباب اخبار و رسوم بجز معجزه نتواند بود .
مسئله بيست و هشتم [ عصمت انبيا ]
در عصمت انبيا بدانكه جمهور اهل اسلام بر آنند كه انبياء بعد از وحى از كفر معصوماند الا فضيليه از خوارج ، اما در غير كفر خلاف كردند مذهب حشويه آنست كه از انبياء بعد از وحى شايد كه گناه كبيره و صغيره صادر شود عمدا و بعضى ديگر گفتند كبيره بسهو شايد و صغيره بعمد نيز شايد ،
و مذهب اهل سنت آنست كه كبيره مطلقا نشايد اما صغيره بسهو شايد و مذهب شيعه آنست كه صغيره و كبيره پيش از وحى و بعد از وحى نه به عمد و نه به سهو نشايد .
و دليل بر آنكه معصومند از كفر و ساير معاصى آن كه اگر معصوم نباشند وثوق بر قول ايشان نماند و آياتى كه دلالت مىكند بر عصيان انبياء مثل :
وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى
و غير آن همه ماو لند .
مسئله بيست و نهم [ نصب امام ]
در نصب امام
و مذهب اشاعره و بعضى از معتزله آنست كه نصب امام بر خلق واجبست و مذهب اماميه و اسماعيليه و بعضى از معتزله آنست كه بر حقتعالى واجب است و مذهب خوارج آنست كه نصب امام واجب نيست اصلا .
و بعضى گفتند عند ظهور الفتنة واجبست اما عند الامن واجب نيست و بعضى ديگر به عكس اين گفتهاند .
دليل بر آنكه نصب امام واجبست آنست كه باستقراء معلوم شد كه چون در شهرى حاكمى باشد عادل كه خلق را بطاعات و خيرات امر فرمايد و از معاصى و