يز - آنكه اگر نامه بموضعى فرستد كه بعد مسافتى بود بتاريخ مقيد كند تا مدت تحرير معلوم شود .
يح - آنكه چون فارغ شود بتأنى مطالعه كند تا اگر سهوى افتاده باشد اصلاح نمايد .
يط - آنكه در وقت حك و اصلاح قلم در دهان نگيرد چه آن از اهل تميز مستقبح بود و در پس گوش نهادن به كه در دوات يا در زمين چه از زيد بن ثابت نقل است كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه « ضع القلم على اذنيك فانه اذكر للحال » .
ك - آنكه چون نامه به صاحب شوكتى نويسد اندكى بياض بگذارد و نام او بالاى آن بر كنار دست راست ثبت كند و رعايت اينمعنى در نام حق تعالى اولى بود .
كا - آنكه در نامه دشنام به هيچ حال ننويسد چه تبرى از آن به وقت حاجت صورت نبندد و آن خط بر او حجت شود .
كب - آنكه چون نامه تمام كند اندكى خاك بر او افشاند چه در حديث آمده است كه :
اذا كتب احدكم كتابا فليتر به فانه انجح للحاجة
كج - آنكه نامه را مهر كند چه عبد اللّه بن عباس در تفسير اين آيه كه انّى القى الى كتاب كريم فرموده كه مراد بكتاب كريم نامه ايست كه مختوم باشد .
كد - آنكه چون مهر كند عنوان بنويسد چه خير و شرى كه در آن مكتوب باشد استدلال به آن را نمىتوان كرد و نيز از آن جا معلوم كنند كه نامه بكيست و كمتر ضايع شود .
كه - آنكه نامه را بر زمين اندازد تا قاصد بر دارد و بدست او ندهد چه نقل است كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نامه را كه پيش نجاشى ميفرستاد چون مهر كرد بر زمين انداخت تا قاصد برداشت لاجرم نجاشى نامه را به انواع اعزاز تلقى نمود و فى الحال اسلام آورد و هدايا و تحف بسيار به حضرت رسالت فرستاد و نامه را كه به پرويز نوشته
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 278
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٢٧٨