تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
بيرون نرود و خوب نمايد . و - آنكه اگر مكتوب اليه بمرتبه بزرگتر از كاتب باشد بايد كه عرض كاغذ ميانه بود و بياض ميان سطور و پيچيدن مناسب آن و اگر فروتر باشد كاغذ عريضتر و خط قويتر و بياض سرنامه زيادتر ، ذ - آنكه سعى كند تا چندانكه سطر به آخر ميرسد ميلش بر بالا بود يا مساوى چه خط ترسا و يهود ميل به زير دارد . ح - آنكه القاب و ادعيه چنان كه مناسب مكتوب اليه باشد ايراد كند تا بر جهل كاتب حمل نيفتد . ط - آنكه دعا بسيار مكرر نكند چه سخن از نسق بيفتد مگر بحسب اختلاف مقام كه ايراد دعا مناسب هر مقام پسنديده بود . ى - آنكه از تكرار الفاظ مطلقا احتراز نمايد چه آن دلالت بر عجز كاتب كند از عبارت . يا - آنكه از كلمات ركيكه اجتناب كند تا دليل شود بر فصاحت و بلاغت او . يب - آنكه مناسبت ميان ابتدا و انتها و وسط چنان رعايت كند كه اعتقاد خواننده تا به آخر نامه رسيدن دمبدم در ترقى بود . يج - آنكه تا تواند لفظى كه مشترك باشد ميان مدح و ذم يا موهم آن باشد ننويسد چه نقل است كه يكى به صاحب ابن عباد نوشته بود « يعرض المملوك على سيدنا مد اللّه قرنه » صاحب باجمال خلق و فضل از آن متغير شد و او را برنجانيد بنا بر آنكه سيد بمعنى بز پير آمده است و قرن بمعنى شاخ . يد - آنكه حرفى را كه بايد كشيد بكشد و هرچه آن را مجتمع و متصل بايد نوشت همچنان نويسد تا بر قانون علم خط افتد . يه . آنكه خط را نقطه بسيار و اعراب ننهد چه آن تنبيه بود بر تجهيل مكتوب اليه . يو . آنكه بر ظهر مكتوب بزرگتر از خود هيچ ننويسد .