بيرون نرود و خوب نمايد .
و - آنكه اگر مكتوب اليه بمرتبه بزرگتر از كاتب باشد بايد كه عرض كاغذ ميانه بود و بياض ميان سطور و پيچيدن مناسب آن و اگر فروتر باشد كاغذ عريضتر و خط قويتر و بياض سرنامه زيادتر ،
ذ - آنكه سعى كند تا چندانكه سطر به آخر ميرسد ميلش بر بالا بود يا مساوى چه خط ترسا و يهود ميل به زير دارد .
ح - آنكه القاب و ادعيه چنان كه مناسب مكتوب اليه باشد ايراد كند تا بر جهل كاتب حمل نيفتد .
ط - آنكه دعا بسيار مكرر نكند چه سخن از نسق بيفتد مگر بحسب اختلاف مقام كه ايراد دعا مناسب هر مقام پسنديده بود .
ى - آنكه از تكرار الفاظ مطلقا احتراز نمايد چه آن دلالت بر عجز كاتب كند از عبارت .
يا - آنكه از كلمات ركيكه اجتناب كند تا دليل شود بر فصاحت و بلاغت او .
يب - آنكه مناسبت ميان ابتدا و انتها و وسط چنان رعايت كند كه اعتقاد خواننده تا به آخر نامه رسيدن دمبدم در ترقى بود .
يج - آنكه تا تواند لفظى كه مشترك باشد ميان مدح و ذم يا موهم آن باشد ننويسد چه نقل است كه يكى به صاحب ابن عباد نوشته بود « يعرض المملوك على سيدنا مد اللّه قرنه » صاحب باجمال خلق و فضل از آن متغير شد و او را برنجانيد بنا بر آنكه سيد بمعنى بز پير آمده است و قرن بمعنى شاخ .
يد - آنكه حرفى را كه بايد كشيد بكشد و هرچه آن را مجتمع و متصل بايد نوشت همچنان نويسد تا بر قانون علم خط افتد .
يه . آنكه خط را نقطه بسيار و اعراب ننهد چه آن تنبيه بود بر تجهيل مكتوب اليه .
يو . آنكه بر ظهر مكتوب بزرگتر از خود هيچ ننويسد .
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 277
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٢٧٧