اما مقدمه در بيان امورى كه رعايت آن از لوازم است و از آن جمله سى شرط ياد كرده شود .
ا - آنكه منشى را بر لغات عرب و اشعار و امثال و انجاء تراكيب بلغا به قدر وقوفى باشد چه زينت عبارات بىتمثيل و استعارات صورت نبندد .
ب - آنكه از رسوم و شرايط تراشيدن قلم از فتح و نحت و شق و قط و غير آن با خبر باشد چه نقل است كه كتاب عضد الدوله بر صاحب ابن عباد حسد بردند و مدتى در پى آن بودند كه برو گرفتى كنند به هيچ گونه صورت نبست تا روزى صاحب از سر ملالت قلمى تراشيد و بشرايط كما ينبغى قيام ننمود ايشان آن قلمرا برداشتند و پيش عضد الدوله رفتند و گفتند رياست ارباب قلم به كسى چگونه توان دادن كه او هنوز قلم نتواند تراشيدن . عضد الدوله صاحب را طلب داشت و از خبث ايشان اعلام كرد . صاحب در برابر عضد الدوله قلمى برداشت و تراشيد چنان كه همه از آن تعجب نمودند و بدان قلم سطرى چند نوشت و سر آن قلم بشكست و سطرى چند ديگر هم بدان قلم بنوشت چنان كه ميان آن دو خط فرق نكرد و قلم و كاغذ پيش ايشان انداخت و گفت اين كمترين هنر منست و مع ذلك مرا پدر وزارت آموخته نه نجارت . عضد الدوله را اينمعنى بسيار خوش آمد و آن طايفه بغايت خجل شدند و بايد قلم تراشيده متعدد دارد و گفتهاند ادب آنست كه بعدد خطوطى كه تواند نوشت قلم در دوات نهد و بعضى گفتهاند كه بايد طاق باشد .
ج - در آنكه ابتداء مكتوب بنام حق كند چه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود :
كل امر ذى بال لم يبدء فيه بسم الله فهو ابتر
د - آنكه اخفاء حروف كمتر كند چه نقلست كه عاملى از عمال غمر بن الخطاب نامه به دو نوشته بود و سين بسمله را اظهار نكرده بود عمر او را معزول كرد و گفت شخصى كه در بسمله خيانت كند تقلد اعمال و توليت امور مسلمانان را نشايد .
ه - آنكه در تسويه سطور بتخصيص اوايل آن اجتهاد كنند تا خط از نسق و زينت
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 276
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٢٧٦