تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦

فايده دوم [ كيفيت دانستن دواوين ]

در كيفيت دانستن دواوين بدانكه وظيفه صاحب اين علم آنست كه اول معانى مفردات كلمات را معلوم كند و بعد از آن نخست تركيب معنى بيت را درك كند و فحواى آن را منقح كند و بدقائق و مناسبات آن و وظايف متعلقه بمعانى و بيان اطلاع يابد و بعد از آن در وجوه اعراب تامل نمايد مثلا در اين بيت كه :
قفانبك من ذكرى حبيب و منزل * بسقط اللّوى بين الدّخول فحومل
اول بدانكه قفا امر مخاطبست از وقوف ، و نبك حكايتست از نفس خود و غير از بكا يبكى ، و ذكرى ياد آوردنست ، و حبيب بمعنى محب است يا بمعنى محبوب و اين جا محبوب مناسب‌تر است ، و منزل اسم مكانست از نزل ينزل و شايد كه اسم زمان گيرند ، و سقط جائى را خوانند كه پايان انقطاع رمل بود و آنجا ريك باريكتر و كمتر شده باشد و شرر آتش را هم سقط گويند و فرزندى را كه خلقت او تمام نشده و از شكم بيفتد هم سقط خوانند و در او سه لغت است فتح و ضم و كسر ، و لوى رملى را گويند كه در او اعوجاجى و التوائى باشد و دخول و حومل دو موضعند ، پس بدانكه معنى اين بيت اين استكه توقف كنيد تا بگرييم از ياد كردن دوست و منزل او بمنقطع رملى معوج ميان دخول و حومل . و بعد از آن آنچه خلاصه باشد ضبط كند چنان كه بداند كه اين قايل وقت انشاء در سفر بود بدليل قفا و با دو كس همراه بود يا يكى باعتبار تثنيه فعل يعنى قف قف همچو القيا فى جهنم يا بتبديل نون تاكيد خفيفه بالف يا خطاب با نفس خود كرد به دو اعتبار يا مراد خليلان مقدر باشد بحسب قاعده عرب چنان كه ( خليلى ان الحب ما تعرفانه ) و او در آنسفر ياد دوست و منزل كرد . تا بموضعى رسيد كه آنجا پيش از آن منزل دوست او بود و حينئذ اين بيت انشا كرد . و حق آن بود كه و حومل گفتى بو او چه فا از براى تعقيب و ترتيب بود و چيزى را به نسبت با اشياء مختلفة به دو تعقيب و ترتيب صورت نبندد اما چون به نسبت