اين مثل وقتى گويند كه كسى كارها بزيان آرد چنان كه اصلاح آن نتوان كرد .
ب - يركب الصّعب من لا ذلول له
ج - يمسي على حرّ و يصبح باردا .
د - يداك أو كتا . و فوك نفخ .
اين مثل چنان بود كه دو شخص مدتى در جزيره گرفتار بودند عاقبت الامر هر يكى خيكى باد كردند و در پشت بستند و خود را باعتماد آن در دريا انداختند چون بميانه دريا رسيدند در خيك يكى باز شد ، او استغاثت كرد ديگرى اين مثل گفت .
ه - أليوم خمر و غدا أمر .
و - يهبّ مع كلّ ريح .
ز - يأكل خبزه بلحوم النّاس .
ح - يبني قصرا و يهدم مصرا .
ط - يوم السّفر نصف السّقر .
ى - يأكل الفيل و يغتصّ بالبقّة .
و در اين قسم به قدر اطناب كرديم جهت شمول فوايد و كثرت لطايف و اللّه اعلم .
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 234
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٢٣٤