تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
ز - هل تغني عن الحدثان ليت . مردم را چون حادثه پيش آيد گويند اى كاشكى فلان كار نكردمى با فلان سخن نگفتمى و اينمعنى بعد از وقوع چه سود دارد . ح - وجه المبلّغ أقبح . اين مثل وقتى بايد گفت كه كسى فحش و دشناميكه شنيده باشد . برساند ط - وعد الكريم ألزم من دين الغريم . ى - وقّر نفسك تهب .

فصل بيست و هشتم [ امثالى كه با حرف هاء شروع مىشود ]

در آنچه اول او ها باشد مشتمل بر ده مثل : آ - هدنة على دخن . هدنه صلح است و دخن تباهى درونى اين مثل وقتى گويند كه ميان دو كس به ظاهر صلح واقعشده باشد و در باطن بغض و عداوت باقى بود . ب - هاجت زبراء . اصل اين مثل آنست كه احنف بن قيس را كنيزكى بود سليطه زبرا نام هر وقت كه او خشم آلود شدى احنف گفتى هاجت زبراء . ج - هل بالرّمل أوشال . وشل آبى باشد كه از كوه فرود آيد و در ريك آن آب نباشد و اينمثل وقتى بايد گفت كه كسى از جائى چيزى طلبد كه هرگز يافت نشود . د - هيهات أين من الشّمس ذرات ه - ألهوى هوان لكن غلط باسمه