ز - هل تغني عن الحدثان ليت .
مردم را چون حادثه پيش آيد گويند اى كاشكى فلان كار نكردمى با فلان سخن نگفتمى و اينمعنى بعد از وقوع چه سود دارد .
ح - وجه المبلّغ أقبح .
اين مثل وقتى بايد گفت كه كسى فحش و دشناميكه شنيده باشد . برساند
ط - وعد الكريم ألزم من دين الغريم .
ى - وقّر نفسك تهب .
فصل بيست و هشتم [ امثالى كه با حرف هاء شروع مىشود ]
در آنچه اول او ها باشد مشتمل بر ده مثل :
آ - هدنة على دخن .
هدنه صلح است و دخن تباهى درونى اين مثل وقتى گويند كه ميان دو كس به ظاهر صلح واقعشده باشد و در باطن بغض و عداوت باقى بود .
ب - هاجت زبراء .
اصل اين مثل آنست كه احنف بن قيس را كنيزكى بود سليطه زبرا نام هر وقت كه او خشم آلود شدى احنف گفتى هاجت زبراء .
ج - هل بالرّمل أوشال .
وشل آبى باشد كه از كوه فرود آيد و در ريك آن آب نباشد و اينمثل وقتى بايد گفت كه كسى از جائى چيزى طلبد كه هرگز يافت نشود .
د - هيهات أين من الشّمس ذرات
ه - ألهوى هوان لكن غلط باسمه