تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
ه - شرّ من الموت ما يتمنى معه الموت . و - ألشّبعان يفتّ للجائع فتّا بطيئا . و عجم گويند سير غم گرسنه نخورد . ز - شرّ النّاس من لا يبالي أن يراه النّاس مسيئا . ح - شفيع المذنب إقراره و توبته اعتداره . ط - ألشّيطان لا يخرّب كرمه . و عجم گويند كه شيطان خانه خود را خراب نكند . ى - أشغل من ذات النّحيين . گويند زنى از بنى تميم دو مشك پر از روغن ميبرد كه بفروشد خوات بن جبير انصارى هنوز مسلمان نشده بود پيش او رفت و سر خيكى بگشود و روغن آن را امتحان كرد و خيك را همچنان سر گشوده بدست او داد و سر خيك ديگر بگشود و بچشيد و آن را نيز سر گشوده بدست او داد و چون هر دو دست او را بدان مشغول گردانيد و خلوت يافت هر دو پاى او برداشت زيرا چون محافظت روغن از دفع او اهم بود تسليم شد و اكنون هر كس بكارى چنان مشغول باشد كه به هيچ چيز نپردازد اينمثل زنند و گويند چون خوات مسلمان شد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بمطايبه او را گفت كيف شراؤك و بروايتى ديگر ايشرد عليك بعيرك خوات گفت اما منذ اسلمت فلا . يا - إشتر لنفسك و للسّوق . اينمثل آنجا بايد گفت كه كسى چيزى جهة خويش خرد نه چنان كه بايد او را گويند كه چنان بخر كه ترا شايد و اگر ببازار ببرى فروختن را هم شايد . يب - ألشّعير يؤكل و يذمّ .