قبايل عرب فرزندان اويند بغايت شوهر دوست بود و هر چند شوهرى تازه و جفتى نو خواستى و چنان سريع الاجابه بودى كه اگر مرد بخواستگارى او آمدى اگر بر پشت شتر بودى صبر نداشتى كه فرود آيد اين مثل آنجا گويند كه كسى را به چيزى خوانند و او زود اجابت كند .
ى - أساء رعيا فسقى .
معنى مثل آنست كه راعى بروز در شتر چرانيدن تقصير كند چون شبانگاه شود و شتر پيش صاحب خود برد ترسد كه مبادا تقصير او در علف دادن ، خداوند شتر را معلوم گردد ، شتر را آب بسيار بدهد تا شكم او پر شود اين مثل آنجا گويند كه از كسى صلاح كارى طمع دارند و آن كارى كند كه فساد او زياده شود .
فصل چهاردهم [ امثالى كه با حرف شين شروع مىشود ]
در آنچه اول او شين باشد مشتمل بر پانزده مثل :
ا - شغلت شعابي جدواي .
شعاب راههاست « 1 » و بعضى گويند شعاب مصحف است و سعاتى بايد گفت و سعات اسم است از سعى
ب - شرّ المال مالا يذكّى و لا يزكّى « 2 » .
ج - ألشّرّ للشّرّ خلق .
و عجم گويند آهن بآهن ببرند .
د - تلك شقشقة هدرت ثمّ قرّت .
شقشقة چيزى است كه شتر به وقت هيجان از دهن بيرون آورد و باز فرو برد .
هامش
( 1 ) يعنى بسيارى نفقات مرا از عطا باز داشت
( 2 ) بدترين مال درازگوش و امثال آن است نه ذبح مىشود و نه زكات دارد