تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
قبايل عرب فرزندان اويند بغايت شوهر دوست بود و هر چند شوهرى تازه و جفتى نو خواستى و چنان سريع الاجابه بودى كه اگر مرد بخواستگارى او آمدى اگر بر پشت شتر بودى صبر نداشتى كه فرود آيد اين مثل آنجا گويند كه كسى را به چيزى خوانند و او زود اجابت كند . ى - أساء رعيا فسقى . معنى مثل آنست كه راعى بروز در شتر چرانيدن تقصير كند چون شبانگاه شود و شتر پيش صاحب خود برد ترسد كه مبادا تقصير او در علف دادن ، خداوند شتر را معلوم گردد ، شتر را آب بسيار بدهد تا شكم او پر شود اين مثل آنجا گويند كه از كسى صلاح كارى طمع دارند و آن كارى كند كه فساد او زياده شود .

فصل چهاردهم [ امثالى كه با حرف شين شروع مىشود ]

در آنچه اول او شين باشد مشتمل بر پانزده مثل : ا - شغلت شعابي جدواي . شعاب راههاست « 1 » و بعضى گويند شعاب مصحف است و سعاتى بايد گفت و سعات اسم است از سعى ب - شرّ المال مالا يذكّى و لا يزكّى « 2 » . ج - ألشّرّ للشّرّ خلق . و عجم گويند آهن بآهن ببرند . د - تلك شقشقة هدرت ثمّ قرّت . شقشقة چيزى است كه شتر به وقت هيجان از دهن بيرون آورد و باز فرو برد .
هامش
( 1 ) يعنى بسيارى نفقات مرا از عطا باز داشت ( 2 ) بدترين مال درازگوش و امثال آن است نه ذبح مىشود و نه زكات دارد