تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧

فصل سيزدهم [ امثالى كه با حرف سين شروع مىشود ]

در آنچه اول او سين باشد مشتمل بر ده مثل . ا - السّفر ميزان السّفر . سفر كشف است يعنى سفر اخلاق مردم را ظاهر كند . ب - سكت ألفا و نطق خلفا . گويند اعرابى در ميان جمعى بود ناگاه بادى ازو جدا شد خجل شد و گفت : انها خلف نطقت خلفا . ج - سبّك من بلّغك السّبّ . د - سحابة صيف عن قليل تقشّع . ه - إستنّت الفصال حتّى القزعى . استنان نشاط است . و قزعى جمع قزيع و قزيع بچه شتر را گويند كه در او قزع باشد و قزع بثور سفيدى است كه بر بچه شتر برآيد همچون شوره و اين مثل وقتى گويند كه شخصى در ميان جمعى سخن گويد كه مثل او را در آنجا سخن نسزد . و - سبّح ليسرق . ز - سواء بوله و قوله . ح - ألسّاجور خير من الكلب . و عجم گويند قلاده به از سكست . ط - أسرع من نكاح أمّ خارجة . نام ام خارجه غمرة بنت سعد بود گويند او چهل و پنج شوهر كرد و بيشتر