فصل سيزدهم [ امثالى كه با حرف سين شروع مىشود ]
در آنچه اول او سين باشد مشتمل بر ده مثل .
ا - السّفر ميزان السّفر .
سفر كشف است يعنى سفر اخلاق مردم را ظاهر كند .
ب - سكت ألفا و نطق خلفا .
گويند اعرابى در ميان جمعى بود ناگاه بادى ازو جدا شد خجل شد و گفت :
انها خلف نطقت خلفا .
ج - سبّك من بلّغك السّبّ .
د - سحابة صيف عن قليل تقشّع .
ه - إستنّت الفصال حتّى القزعى .
استنان نشاط است . و قزعى جمع قزيع و قزيع بچه شتر را گويند كه در او قزع باشد و قزع بثور سفيدى است كه بر بچه شتر برآيد همچون شوره و اين مثل وقتى گويند كه شخصى در ميان جمعى سخن گويد كه مثل او را در آنجا سخن نسزد .
و - سبّح ليسرق .
ز - سواء بوله و قوله .
ح - ألسّاجور خير من الكلب .
و عجم گويند قلاده به از سكست .
ط - أسرع من نكاح أمّ خارجة .
نام ام خارجه غمرة بنت سعد بود گويند او چهل و پنج شوهر كرد و بيشتر