( بيت )
ز بهر فال ز ماضى شدم بمستقبل * كه آنم از پى چيزى به كار مىآيد
زهى رسيده به جائى كه پيش خاطر تو * همه نهان سپهر آشكار مىآيد
و رديف در اصل بفارسيان مخصوص بود اما متأخران شعراى عرب نيز استعمال كنند .
و انواع قافيه پارسيان بواسطه روى و احوال آن و واسطهء ردف و وصل و رديف « 1 » بيازده قسم شود :
اول - مقيد مجرد و مفرد و غير موصول همچو پسر و دختر .
دوم - مقيد مردف غير موصول همچو مرد و برد و اين با رديف نتواند بود چون وقوع دو ساكن در حشو نشايد .
سوم - مقيد مجرد موصول همچو دعات و ثنات و اين نيز با رديف نباشد .
چهارم - مطلق مجرد مفرد موصول همچو پسرى و نظرى .
پنجم - مطلق مجرد مفرد غير موصول همچو پسر من و خبر من .
ششم - مفرد مطلق موصول همچو كردى و مردى .
هفتم - مطلق مفرد و غير موصول همچو درد من و مرد من و اين بىرديف نتواند بود چه وقف بر حركت روا نبود .
هشتم - مردف مضاعف هر دو روى مطلق همچو راستى و خواستى .
نهم - مردف مضاعف هر دو مطلق غير موصول همچو خواست است و راست است يا راست بود بر وزن مفتعلان و اين در لفظ ثقيل بود .
دهم - مردف مضاعف يكى روى مطوى و ديگرى مقيد همچو راست بود بطى سين تا بر وزن فاعلان شود .
يازدهم - مردف مضاعف يك روى مطوى و ديگرى مقيد همچو راست داشت و اين هر سه قسم بىرديف نتواند بود پس معلوم شود كه از اين يازده هفت
هامش
( 1 ) چنان كه دانسته شد ردف غير از رديف است .