تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥

( بيت )

ز بهر فال ز ماضى شدم بمستقبل * كه آنم از پى چيزى به كار مىآيد
زهى رسيده به جائى كه پيش خاطر تو * همه نهان سپهر آشكار مىآيد
و رديف در اصل بفارسيان مخصوص بود اما متأخران شعراى عرب نيز استعمال كنند . و انواع قافيه پارسيان بواسطه روى و احوال آن و واسطهء ردف و وصل و رديف « 1 » بيازده قسم شود : اول - مقيد مجرد و مفرد و غير موصول همچو پسر و دختر . دوم - مقيد مردف غير موصول همچو مرد و برد و اين با رديف نتواند بود چون وقوع دو ساكن در حشو نشايد . سوم - مقيد مجرد موصول همچو دعات و ثنات و اين نيز با رديف نباشد . چهارم - مطلق مجرد مفرد موصول همچو پسرى و نظرى . پنجم - مطلق مجرد مفرد غير موصول همچو پسر من و خبر من . ششم - مفرد مطلق موصول همچو كردى و مردى . هفتم - مطلق مفرد و غير موصول همچو درد من و مرد من و اين بىرديف نتواند بود چه وقف بر حركت روا نبود . هشتم - مردف مضاعف هر دو روى مطلق همچو راستى و خواستى . نهم - مردف مضاعف هر دو مطلق غير موصول همچو خواست است و راست است يا راست بود بر وزن مفتعلان و اين در لفظ ثقيل بود . دهم - مردف مضاعف يكى روى مطوى و ديگرى مقيد همچو راست بود بطى سين تا بر وزن فاعلان شود . يازدهم - مردف مضاعف يك روى مطوى و ديگرى مقيد همچو راست داشت و اين هر سه قسم بىرديف نتواند بود پس معلوم شود كه از اين يازده هفت
هامش
( 1 ) چنان كه دانسته شد ردف غير از رديف است .