تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
دار سعدى بشجر عمان * قد كساها البلى الملوان
دوم مذال بر وزن فاعلان چنان كه :
هذه دارهم اقفرت * ام زبور محته الدّهور
سيم مانند عروض چنان كه :
قف على دارهم و ابكين * بين اطلالها و الدمن

فصل سيم در بحور پارسيان

بحر هزج - در اصل مفاعيلن است هشت بار و بر سه نوع است مثمن و مسدس و مربع . و مثمن - بر سه نوع آمده است وافى و مكفوف و اخرب و اخرب آن است كه در او خرم و كف واقع شده باشد و وافى را يك عروضست و يكضرب چنان كه اينضعيف گويد : ( بيت )
از آن ساعت كه در خلوت دمى با دوست بنشستم * چه زلف غمزه شوخش مدام آشفته و مستم
و در پارسى از اينشعر درازتر نباشد . و مكفوف « 1 » را يك عروضست و يكضرب هر دو محذوف بر وزن فعولن چنان كه : ( بيت )
نكار آمد سرمست و بر افكنده نقابى * شدم بى خود و آشفته چه ميكرد عتابى
و اخرب بر سه وزن آمده است اول عروض و ضرب هر دو صحيح و آن بر دو گونه بود اول آنكه جزو اول او مفعول باشد و دويم مفاعيلن تا آخر چنان كه اينضعيف گويد : ( بيت )
اى طره هندويت سرمايهء هر سودا * اى غمزه جادويت سر فتنه هر غوغا
هامش
( 1 ) در مكفوف نون از همه اجزاء خذف شده و بر وزن مفاعيل باشد .
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 143 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي