تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 652

مساهمون:

ص٦٥٢
عهدهء خود فروشنده و مالك جنس و صاحب كالا گذارد و از جمله ، « حرمت مال مؤمن » را دليل مىآورند . آنچه مايهء تعجّب بسيار است اين است كه چرا اين احتياطها - اغلب - به سود مستكبران اقتصادى و به زيان مستضعفان جامعه تمام مىشود ، چرا ؟ و چرا در ميان احتياطكنندگان كمتر به كسانى بر مىخوريم كه در بارهء اين امور احتياط به خرج دهند و پافشارى كنند : - حرمت مال مؤمن خريدار . - بازگرداندن حقوق محرومان و طبقات بىدست و پاى مغصوب الحقوق ؟ - تعيين عادلانهء مزد كارگران و زحمتكشان ؟ - كمكرسانى سودمند و سازمان يافته به گروههايى از مردم جامعه ، كه سخت نيازمند به كمك رسانى هستند ؛ - طلب رضاى خدا و رضاى پيامبر خدا ، از راه تشويق ستمديدگان و له شدگان ، براى بازگرفتن حقوق و اموال و ارزاق و امكانات خويش از غاصبان جامعه ، و اشراف شادخوار ؛ - تأكيد جدّى بر تشكيل نظامهاى سالم قضايى ، - تأكيد جدّى بر سالمسازى واقعى روابط اقتصادى و معيشتى اجتماع ؛ - و سرانجام ، تأمين « امنيّت معيشتى » براى توده ها . . . آيا در يك جامعهء عادى - تا چه رسد به اسلامى - نبايد انسانها امنيّت معيشتى داشته باشند ، و به تعبير امام سجّاد « ع » « 1 » گرگها آنان را ندرند ، و گوشت و پوست و استخوانشان را نخورند و نكنند و نشكنند ؟ « 2 » . . .
هامش
« 1 » . « خصال » شيخ صدوق 1 / 339 ؛ « بحار » 67 ( 70 - از چاپ بيروت ) / 10 - 11 . « 2 » . اين حديث سجّادى شريف و عظيم را - به دليل اهميّت آن از ابعاد گوناگون مربوط به زندگى و معيشت و حيات - چند بار آورده‌ايم ( از جمله جلد سوم / 385 و 524 ؛ و در همين جلد / 341 - 342 .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 652 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام