تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 646

مساهمون:

ص٦٤٦
اوصياى پيامبر « ع » ؟ چگونه مىتواند چنين باشد ؟ و چگونه مردمان مىتوانند با نرخگذارى دلبخواهى و آزاد و تورّم و نظاير اينها ، متصدّى اجراى قسط باشند و پايگاههاى عدل را بنا نهند و حقوق مستضعفان را محفوظ دارند ؟ ! و با ملكيّت نامحدود ، و با اهمال در توزيع ، و نظارت نداشتن بر بازارها ؟ و با از بين نبردن ميانجيها و انواع دلَّالان يا كم نكردن آنان ، چه عدالتى اجرا خواهد شد ؟ ! آرى ، شمارى از آيات قرآن را از ميان بقيّه بيرون كشيدن و فقط همانها را مربوط به فقه و احكام دين قرار دادن ، و بقيّهء آيات جامعه ساز را در مقام تفقّه و اجتهاد و فتوى دادن - در نظر نگرفتن ( و به دين به صورت يك « مجموعه » ننگريستن ) ، از جمله چيزهايى است كه به اين جهتگيريها مىانجامد . آرى ، قطع رابطه نكردن با ثروتمندان بىانصاف و معاشرت با ايشان ، و مصاحب نشدن با فقيران بلكه دورى گزيدن از ايشان و بى خبر ماندن از دردهاى سخت و جانكاه آنان ، از جملهء چيزهايى است كه به اين گونه جهتگيريها مىانجامد . آرى ، سادگى فكرى و فريب خوردن از حيله هاى ثروتمندان و فراعنهء مال ، و پذيرفتن اتّهامات پوچى كه به فراخوانان به عدل و داد مىزنند ، از جمله چيزهايى است كه به اين جهتگيريها مىانجامد ! قرآن كريم ، زمانى وسيلهء ساخته شدن فرد و اجتماع مىشود كه از كلّ آن به شكلى مجموعى و به صورت يك « منظومه » بهره بردارى شود ، نه به صورت راهنماييهاى پراكنده . كار قرآن راهنمايى فرد و ساختن اجتماع انسانى است نه جز آن ، و قصه ها و تاريخهايى كه در آن آمده است همه به همين منظور است . پس اگر پانصد آيه از آن براى اين مقصود مهمّ و بزرگ كفايت مىكرد ، فروفرستادن بقيّهء آيات كه « تنزيلى » از « حكيم حميد » است ، كارى لغو مىنمود . و چنين نيست ، بلكه آيه اى نيست كه در آن راهنمايى خاص يا عامى وجود نداشته باشد ، راهنمايى و هدايتى برخوردار از پيوستگى ريشه دار و منظَّم با آيات