تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 644

مساهمون:

ص٦٤٤
تقتحمه العيون ، و تحقره الرّجال . . . فإنّ هؤلاء من بين الرّعيّة أحوج إلى الإنصاف من غيرهم . . . « 1 » ( 1 ) امام على « ع » - در عهدنامه : . . . به كارهاى كسانى كه به تو دسترسى ندارند رسيدگى كن ، يعنى آنان كه كسى به ايشان نگاه نمىكند و مردم خردشان مىشمارند . . . زيرا كه اين گروه از ميان مردمان به عدل و انصاف نيازمندتر از ديگرانند . . . ، مسألهء « نرخگذارى » طرح نمىشود مگر وقتى كه تورّم و اجحافى در بازار وجود داشته باشد ، و چيزهاى مورد نياز مردمان احتكار شده باشد ، و استبداد و زورگويى در معاملات مشاهده شود ، نه در اوضاع و احوال طبيعى و نرخهاى عادى ، يا در گرانى و كميابى اجناس كه پاره اى از اوقات بنا بر احوال و عللى پيش مىآيد و علَّت آن بهره كشى از مردم نيست ، و به اجحاف و ستمگرى نمىانجامد ( اخبار منع از « نرخگذارى » از سوى حاكميّت به اين وضعيّت نظر دارند ) . پس كسانى كه در زمانهاى تورّم و گرانفروشى و ناسالميهاى اقتصادى و ستمكشيهاى معيشتى ، در امر نرخگذارى و جايز بودن آن - با وجود مطالبى كه در توصيف تاجران و فروشندگان آمده است « 2 » - احتياط نشان مىدهند ، اسلام را چگونه مىفهمند ؟ ( و از مسائل انسانى چى سرشان مىشود ؟ ) ، و آن آيات قرآنى را كه به اجراى عدل و قسط فرمان مىدهند ، و از ستم و تعدّى و كمكرسانى به آنها نهى مىكنند ، چگونه مىخوانند ؟ و چگونه مردمان مكيده شده و ستمديده را اسير چنگال نرخگذاران گرگ صفت رها مىسازند ، تا هر گونه دلشان
هامش
« 1 » . « نهج البلاغه » / 1019 : « عبده » 3 / 112 . « 2 » . فصل 13 ، از اين باب ، بند « ى » ( در همين جلد / 571 - 573 ) ، و برخى ديگر از بندهاى اين فصل ؛ نيز فصل 8 ، از باب 11 ( جلد سوّم / 368 - 424 ) .