به دست آوردن است ، و هدف از آن ، رفتن دنبال كار و كسب و محتاج نشدن به ديگران و حفظ آبرو ، و پرداختن دين و صلهء رحم . و شايد تعبير امام « ع » : «
يقضى دينه
( 1 ) دين خود را بپردازد » ، اشارهء به كسى باشد كه طلب روزى را فرو گذارد و ناگزير گردد از كسانى وام بگيرد ، و آن وام بر گردن او بماند . . . پس اين حديث و امثال آن ، به هيچ روى ، از گرد آوردن مال فراوان و تجويز تكاثر مطرود سخن نمىگويند « 1 » ، بلكه هدف اين گونه تعاليم ، از ميان بردن فقر در اشخاص است ، و بيم دادن از اين امر كه كسى در زندگى بار دوش ديگران شود .
البتّه خواننده خود تاكنون از هدف اين گونه احاديث كه دارايى را مىستايند ( با اينكه اندكند و مقصود آنها معلوم است ) ، از بركت آيات و احاديثى كه در فصلهاى گذشته گذشته است و پس از اين نيز خواهد آمد ( و اصولى كه از آنها نتيجه مىشود ) ، آگاهى حاصل كرده است .
نيز در حديثى از امام باقر « ع » آمده است كه :
« من طلب [ الرّزق في ] الدّنيا ، استعفافا عن النّاس ، و توسيعا على أهله ، و تعطَّفا على جاره ، لقي الله - عزّ و جلّ - يوم القيامة و وجهه مثل القمر ليلة البدر « 2 »
( 2 ) كسى كه طلب ( روزى و مال ) دنيا كند ، به اين منظور كه از درخواست كردن از ديگران منزّه ماند ، و زندگى را بر كسان خود توسعه دهد ، و به همسايهء خود برسد ، در روز قيامت چنان با خداى خود ملاقات مىكند كه رخسارى چون ماه شب چهارده دارد » . و چنان كه ملاحظه مىكنيد ، همهء اين آموزشها و دستورها ، مال و دارايى را از نظر راههاى كسب ، و مقدار آن ، و هدف از آن ، محدود مىكند .
بنا بر اين ، آنچه در دعاها نيز ، در تقاضاى غنا و زندگى گسترده آمده است ، بنا بر همين هدفهاى ياد شده بايد توضيح داده شود ، زيرا واضح است كه تعاليم اسلامى چنان نيست كه برخى برخى ديگر را نقض كند ؛
هامش
« 1 » . دو عالم و محدّث بزرگوار ، شيخ حرّ عاملى ، صاحب « وسائل » ، و حاج ميرزا حسين نورى ، صاحب « مستدرك الوسائل » ، هر يك بابى زير اين عنوان : « عدم جواز جمع المال و ترك الإنفاق منه جايز نبودن جمع آورى مال و ترك انفاق از آن » ، در كتابهاى خويش آوردهاند - ( « وسائل » 15 / 265 ؛ « مستدرك » 2 / 645 ) .
« 2 » . « كافى » 5 / 78 .