( 37 ) - احاديثى كه از مصرف زايد ، هر چند از مال خود شخص باشد ، نهى مىكند .
( 38 ) - احاديثى كه براى مال و ثروت ( افزون بر حدّ تشريعى ) ، حدّى « تكوينى » نيز معيّن مىدارد ، و براى مال موضعى قرار مىدهد كه نبايد از آن بگذرد .
( 39 ) - احاديثى كه به « مواسات » و « مساوات » تشويق مىكند ، و به آن فرمان مىدهد .
( 40 ) - احاديثى كه مال را از اينكه تنها در ميان ثروتمندان و اغنيا دست به دست بگردد منع مىكند .
( 41 ) - احاديثى كه مىگويد : مسرفان چيزى را مىخورند كه ( اگر چه از مال خودشان باشد ) حقّ ايشان نيست و . . .
( 42 ) - احاديثى كه جامعه را به سوى برادرى اسلامى و مراعات آن سوق مىدهد ، و اين دستور ، مسائل معيشتى و نيازمنديهاى حياتى و اقتصادى را به طريق اولى شامل مىشود .
( 43 ) - احاديثى كه مىگويد : « اگر عدالت در ميان مردم اجرا شود ، همه بىنياز مىشوند » ، و بدينسان « تأسيس اصل » مىكند ، و اصلى بنيادين را در ساختار « جامعهء قرآنى » پى مىنهد ( وجود عدالت در ميان مردم مساوى است با عدم فقر ) .
( 44 ) - احاديثى كه بر مركزيّت دادن به عدالت و قسط تأكيد مىكند ، از طريق رعايت حقوق ديگران .
( 45 ) - احاديثى كه مىگويد : « جامعه را هيچ چيز جز عدالت اصلاح نمىكند » .
اين بود چهل و پنج گونه حديث - و شايد گونه هاى ديگرى هنوز باشد - كه بايد مبناى استنباط احكام در قضاياى مالكيّت و اموال قرار گيرد . در گروههاى يادشدهء احاديث ، در بارهء انسان ، تربيت ، زندگى ، عدالت و ساختن « فرد قرآنى » و پديد آوردن « جامعهء قرآنى » ، تعاليمى بس مهم و بيمانند وجود دارد كه در اينجا فرصت توضيح دادن آنها را نداريم ؛ و البته توضيحاتى در بارهء برخى از آنها ، در فصلهاى متعدّد اين
الحياة ( فارسي ) — صفحة 50
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٥٠