تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
دو باب ( باب يازدهم و باب دوازدهم ) آمده است . و آشكار است كه در بارهء شمارى از مسائل طرح شده در اين احاديث - كه به عناوين آنها اشاره كرديم - آياتى نيز در قرآن كريم آمده است كه به گونه هاى مختلف بر آنها دلالت دارد ؛ چنان كه خواننده خود مىنگرد كه احاديثى كه در فصول « الحياة » آمده ، در دنبال آياتى قرآنى قرار گرفته است كه با آنها ارتباطى استوار دارد . و احاديث همه ، شرح دهنده و تفسيركنندهء قرآن كريمند ، و آنچه را كه در قرآن به صورت مجمل يا عام يا كلَّى آمده است مورد توضيح قرار مىدهند . پس تأكيد بر رجوع به احاديث براى آن است كه در اين احاديث منظورها و مصداقهاى قرآنى با تفصيلى بيشتر ذكر شده است . و آنچه از تفقّه موضوعى ( و واقعگرايانه ) در اين احاديث و آيات قرآنى ، از طريق جمع كردن ميان مفاهيم و تعاليم هدفدار آنها به دست مىآيد ، اين است كه اصل بنيادين در مكتب اقتصادى اسلام ، طرد تكاثر و فقر - هر دو - و توقّف در مرز غناى معتدل و قوامى است ( كه از اين موضوع مكرّر براى تثبيت اين اصل اسلامى سخن گفتيم ) ، پس دارايى مجاز و پسنديده آن است كه زندگى با آن تأمين شود ، نه آنكه از مكيدن خون مردمان انباشته گردد .

آگاهى

در حديثى از امام صادق « ع » رسيده است كه : « لا خير فيمن لا يحبّ جمع المال من حلال ، يكفّ به وجهه ، و يقضي به دينه ، و يصل به رحمه « 1 » ( 1 ) خيرى در آن كس نيست كه دوست ندارد مالى از حلال به دست آورد ، و با آن آبروى خود را حفظ كند ، و دين خود را بپردازد ، و صلهء رحم به جاى آورد » . و حديث خود به تنهايى ما را از بحث در بارهء آن بىنياز مىكند ، زيرا كه گردآورى مال را مقيّد به حلال كرده است . و جمع كردن - در اين حديث و امثال آن - به معنى طلب كردن و
هامش
« 1 » . « وسائل » 12 / 19 .