مىداند ، براى اينكه به اهل و مستحق آن برسانند ، و توانگران را امناى محتاجان معرّفى مىكند .
( 25 ) - احاديثى كه زندگى ثروتمندان و اخلاق و عرقيّات ايشان را مورد تحقير قرار مىدهد .
( 26 ) - احاديثى كه ثروتمندان را خورندگان ضعيفان و محرومان و ربايندگان ارزاق ايشان مىشناساند .
( 27 ) - احاديثى كه بازرگانان و واردكنندگان كالاها را گرگ و مردم را گوسفند مىنامد ، و مىگويد كه گرگان پشم گوسفندان را مىكنند .
( 28 ) - احاديثى كه مال فراوان را سبب هلاك انسان و بدبختى ابدى او مىداند .
( 29 ) - احاديثى كه به صورت قاطع و لحن شديد بر انفاق تأكيد مىكند ، و از ترك انفاق و بخشيدن بيم مىدهد .
( 30 ) - احاديثى كه فقر را طرد مىكند و به شمردن آثار بد و منفى آن مىپردازد .
( 31 ) - احاديثى كه بر دو حدّ « تكاثر » و « فقر » قلم بطلان مىكشد ، و نخستين را افراطى زيانبخش و دوّمى را تفريطى فسادانگيز مىشمارد .
( 32 ) - احاديثى كه فقر را - كه تابعى است از عمل ثروتمندان و گناهان ايشان - سبب هلاك آدمى و بدبختى او معرّفى مىكند .
( 33 ) - احاديثى كه در آنها از دو زكات سخن مىرود : « زكات ظاهره » ( رسمى ) و « زكات باطنه » ( غير رسمى ) ، و حدّ نصاب دوّمى را وجود سائل و محروم در جامعه مىداند .
( 34 ) - احاديثى دالّ بر اينكه مال ، در نزد مسلمان متعهّد روى هم انباشته نمىشود .
( 35 ) - احاديثى كه مىگويد : مال حلال فراوان نمىشود ، و از راه حلال مقدار زياد گرد نمىآيد ، پس ناگزير مال كثير از جز راه حلال فراهم مىشود ، يعنى از غصب حقوق ديگران يا چيزهايى شبيه به آن ؛ پس اين گونه داراييها در واقع از آن ديگران است .
( 36 ) - احاديثى كه به ميانه روى و اعتدال در معيشت فرمان مىدهد ( كه « عموم » آنها مالكيّت و مصرف را نيز شامل مىشود ) ، و بر مراعات حدّ و اندازه در مصرف كردن تأكيد مىورزد .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 49
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٤٩