تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢

نگاهى به سراسر فصل

دارايى ، دو چارچوب و دو مرز :

« غنا » گاه در مقابل « فقر » گفته مىشود ، و مقصود از آن دست يافتن به مال به اندازه اى است كه براى زندگى و ضروريّات آن لازم است ، و جوابگوى نيازمنديهاى زندگى است ؛ و به دارندهء چنين مالى « غنى » يا « بىنياز » مىگويند ، در مقابل « فقير » . در اين صورت ، هر گاه بگويند ، فلانى غنى و بىنياز است ، يعنى روزى و امكانات او براى خود و خانواده اش كافى است و نيازى به ديگران ندارد . و گاه « غنا » ، به معنى تكاثر و افراط در مالدارى و ثروت است . و اين گونه توانگر را « غنىّ مترف » و « غنى متكاثر » مىخوانند ، كه در مقابل « غنى مقتصد » است . و بدين معنى ، چون به كسى « غنى » گفته شود ، مقصود اين است كه وى از سرمايه داران است و اموالى فراوان در اختيار دارد . و غنا ، به معناى درست آن « 1 » ، كه اسلام آن را مىپذيرد ، همان غناى به معنى نخستين است كه در مقابل « فقر » قرار دارد ، چنان كه امام صادق « ع » مىفرمايد : « الغنى و ضدّه الفقر « 2 » » ، كه « غنا » را در برابر « فقر » قرار مىدهد . و اين آن غنا و بىنيازيى است كه اسلام آن را مىپسندد ، حتّى به دست آوردن آن را از راه حلال سفارش مىكند . نيز اين همان بىنيازيى است كه در رسيدن به پرهيزگارى و درست كردارى ، مددكار شخص مىشود ، چنان كه پيامبر اكرم « ص » - به روايت امام صادق « ع » - مىفرمايد : « نعم العون على تقوى الله الغنى ( 1 ) غنا و بىنيازى بهترين كمك است براى عمل به تقواى الهى » . « 3 » و اين موضوع - كه احاديث مردم را به آن فرا مىخوانند و آن را
هامش
« 1 » . از اين رو گفتيم ، « غنا به معناى درست آن » ، كه « غناى تكاثرى » و « اترافى » ، در حقيقت غذا ( و تملَّك مشروع ) نيست ، بلكه مكيدن خون مردم و بهره كشى و دزدى و غصب اموال ديگران است . « 2 » . « اصول كافى » 1 / 22 . « 3 » . « كافى » 5 / 71 .