تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
براى نبرد با آثار بد و منفى فقر ( كه سخن از آنها در فصلهاى پيشين مربوط به اين موضوع گذشت ) « 1 » ، غنا را مىستايد و مىگويد : « غنى يحجزك عن الظَّلم ، خير من فقر يحملك على الإثم « 2 » ( 1 ) آن بىنيازى كه تو را از ستمگرى باز دارد ، نيكوتر از فقرى است كه تو را به گناه كشاند » . در اين حديث ، واژهء « غنى » ، به صورت نكره آمده است ، كه دلالت بر قلَّت و محدوديّت دارد ؛ و سپس در وصف آن گفته شده است كه « از ظلم و ستم جلوگيرى كند » ، يعنى مطلوبيّت آن در همين باشد . پس حديث شريف ، اين گونه غنا و دارايى محدود را ، براى آن گونه هدفى ، بهتر از فقرى مىشمارد كه آدمى را به گناه وادارد . و سوگند به حق و عدل ، كه هر كس از تعاليم اسلامى ( قرآنى - حديثى ) - به صورتى مجموعى و داراى نظامى حكيمانه - آگاه باشد ، اين را مىداند كه غناى مطلوب در اسلام ، كه بر طلب آن تأكيد نيز شده است ، تنها آن غناى معتدل و مقتصدانه اى است كه انسان را از مردمان ديگر بىنياز مىسازد ، و به او توان مىدهد تا خود وسايل زندگى عائلهء خويش را فراهم آورد ، و بار دوش نباشد ، و صلهء رحم كند ، و زيادى مال خويش را به نيازمندان ببخشد . به سخنى ديگر : اسلام خود فلسفهء خويش را براى تثبيت غنا و پذيرفتن آن بيان مىكند ؛ و آن كمك بودن غناست بر پرهيزگارى و صلاح ، در صورتى كه ثروت تكاثرى - چنان كه در قرآن و حديث آمده است و تجربه نيز شاهد قطعى آن است - متضاد با همهء اينهاست ، بلكه بازدارى تكاثر ، از عمل كردن بر طبق تقوى و تعهّدهاى دينى ، بيش از بازدارى فقر است نسبت به اين امور . اسلام مردمان را به جستجوى رزق پاكيزه و مال حلال دعوت مىكند ، و اين نيز با ثروت تكاثرى و فراوانخواهى سازگار نيست . اسلام از كسبكنندگان و جويندگان مال مىخواهد كه در طلب مال از حدّ
هامش
« 1 » . فصل 30 تا فصل 39 ، از باب 11 ( جلد چهارم / 380 - 644 ) . « 2 » . « كافى » 5 / 72 ، از سخنان امام صادق « ع » .