اسلام هرگز نمىخواهد كه مردمان از لحاظ محلّ سكونت مصيبتها و سختيهايى ببينند كه جز خدا كسى از آنها خبر ندارد ؛ و به خود و فرزندانشان - از لحاظ نداشتن مسكن يا تنگى جا - بلاهايى نصيب شود كه آبرو و شرافت ايشان را تهديد كند ، و پيوسته مايهء پريشان خاطرى آنان را فراهم آورد ، و به بىبندوبارى و سقوط سوقشان دهد ، كه هيچ انسان شريف يا مسلمان متعهّدى نمىتواند آن را بىاهميّت تصور كند ؛ در صورتى كه هدفهاى مورد نظر در آفرينش زمين براى همگان و وقف كردن آن بر بندگان ، حاكى از آن است كه آدمى تا زنده است و بر زمين زندگى مىكند - در شهرها و روستاها و جز آن - بايد به گفتهء قرآن و تصريح شيخ طبرسى مفسّر ، از سهم خود در زمين بهره مند شود . و آيا آن رفتارها و زندگيهاى بسيار متفاوت ياد شده چگونه مىتواند با « برادرى اسلامى » و « نظامهاى شرعى » و « مقياسهاى انسانى » سازگار باشد ، چگونه ؟ ! در پرتو اين نگرش ، حكمت تكوين - كه حكمت تشريع نيز بحتم با آن هماهنگ است - ما را چنان راهنمايى مىكند كه باور كنيم كه خداى متعال اين زمين را براى آن نيافريده و آن را وقف بر بندگان خود نكرده است كه به اين عاقبت ستمگرانه برسد - و خداى عادل حكيم برتر از آن است كه چنين كند - بلكه براى آن آفريده و وقف همگان كرده است كه همهء انسانها از آن بهره مند شوند و نيازمنديهاى گوناگون خويش را با آن بر طرف كنند ، و از آبها و كشتزارها و چراگاهها و كانها و كوهها و درّه هاى آن برخوردار گردند ؛ و از اين راه به رشد مادّى و روحى شايستهء خويش برسند ، و مواهب و استعدادهاى خداداد خود را آشكار سازند ؛ و با اينها همه به يك زندگى سالم انسانى دست يابند كه آنان را به سوى فضيلت و حق براند ؛ و دست ايشان را در پيمودن راه خدا و به دست آوردن رضاى او بگيرد .
اين است حكمت « بساط فرشى گسترده » و « كفات فراگير همگان » آفريده شدن زمين ، و از آن همگان و وقف بر بندگان بودن
الحياة ( فارسي ) — صفحة 403
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٤٠٣