كه با آن به بهره كشى از مردم و مكيدن خون روستائيان و كشاورزان دست يازند ، و در نتيجه به يك زندگى اسرافى و اترافى و اشرافى روى آورند ، و صفتهاى پست و ناپسند بر جانهاى ايشان مستولى شود . « 1 » نه ، هرگز چنين نيست ، و اسلام راستين هرگز نمىخواهد كه جان بسيارى از مردم به علَّت فقر و گرسنگى به تباهى كشيده شود ، و گروهى ديگر از راه تكاثر و پرخورى و پرمصرفى به فسادى از گونهء ديگر كشيده شوند .
اسلام هرگز نمىخواهد كه كار جانفرساى فراوان و رنج سخت ، در روستاها و كشتزارها و باغها ، پيكر بسيارى از مردم را خرد كند و انواع بيماريها را به تن و جان ايشان مسلَّط سازد ، و از طلب دين و دانش و كمال بازشان دارد ؛ و در نتيجه زندگى را كه بزرگترين ارمغانى است كه خداوند متعال به هر انسانى بخشيده است بر ايشان تباه كند ، و در كنار آنان افراد اندكى زندگى كنند كه خود و پسران و دخترانشان - در اينجا و آنجا - در نعمتهاى رنگارنگ غوطه خورند ، و هيچ انديشه اى يا كارى جز بيكارى و خوشگذرانى و . . . نداشته باشند .
اسلام هرگز نمىخواهد كه خودمحوران متكاثر و مسرف و وابستگان به ايشان خانه هاى بزرگ و متعدّد - داراى باغ و چمن و استخر و « هال » هاى بزرگ و كوچك - داشته باشند ، در صورتى كه گروههاى بسيار فراوانى از مردم چند وجب زمينى براى پناه بردن به آن و نگاهدارى از خود و كسانشان در سرما و گرماى فصول سال نداشته باشند .
هامش
« 1 » . به فصلهايى از باب 11 ، كه اين موضوعات را در آنها تحليل كردهايم ، و آيات و احاديث آنها را آوردهايم ، رجوع كنيد ، يعنى فصل 7 ، و فصل 8 ، و فصل 13 ( جلد سوّم ) ، و فصل 16 ، و فصل 17 ، و فصل 18 ( جلد چهارم ) .