تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠

نگاهى به سراسر فصل

اصلاح اجتماعى ، قطع رابطه و دفاع :

هدف ما در اين فصل ، بيان يكى از خصلتهاى عملى پيامبران الهى است ، كه - پس از توكَّل كردن به خداى تواناى غالب و ايمان داشتن به رسالت خويش - مهمترين ويژگى آنان ، و عامل پيروزى نهضتهاى انقلابى ايشان بوده است . و آن خصلت ، در درجهء اوّل ، قطع رابطه با طاغوتهاى سياسى يا اقتصادى است ، و سپس ايستادن در كنار محرومان و دفاع از حقوق ايشان . آنچه اكنون مىخواهيم در بارهء آن به صورتى قطعى تأكيد كنيم ، آن است كه ميان اين دو امر ، يعنى قطع رابطه با مستكبران اقتصادى و دفاع از مستضعفان و محرومان ، ملازمه اى مستحكم وجود دارد ، كه نمىتوان به هيچ روى از آن چشم پوشيد ، و در هيچ حال از آن عدول كرد ؛ پس اگر پيامبرى يا مصلحى يا انقلابگرى اجتماعى يا مقامى دينى با آن گونه كسان قطع رابطه نكند ، هرگز نمىتواند از حقوق محرومان و مستضعفان به دفاع بپردازد . و اين امرى آشكار است ، و به تجربه نيز ثابت شده است ، چرا ؟ چون كه تكيه داشتن به كسانى كه محروميّتها و سختيها و بدبختيها را فراهم مىآورند ، و نزديك شدن به آنان و طمع بستن به دارايى ايشان - هر چند از روى نيّتى درست باشد - با دفاع كردن از حقوق قشرهاى محروم قابل جمع شدن نيست ، قشرهاى محرومى كه زاييدهء مطامع و منافع مستكبران و شادخوارانند . براى همين واقعيّت آشكار ، مشاهده مىكنيم كه پيامبران « ع » دعوتهاى انقلابى خويش را با قطع رابطهء با مستكبران آغاز مىكنند و بر سر آنان فرياد مىزنند كه * ( « لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه أَجْراً ) * ( 1 ) از شما هيچ چيز نمىخواهم » و « * ( لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه مالًا ) * ( 2 ) از شما مالى نمىپذيرم » . و آشكار است كه آن كسان كه در مصلحان طمع مىبندند ، و به تدبيرهايى مىپردازند تا به ايشان چيزى بدهند و خاموششان سازند ، يا به گونه اى آنان را از مقاصدشان منصرف كنند ، يا از يارى رسانى به محرومان و ستمرسيدگان باز دارند ، جز مكنتداران و ثروتمندان و