- نداشتن درك زمانى و ضعف بصيرت اجتماعى ، - كم اطَّلاعى از واقعيّتهايى كه در متن زندگى مىگذرد ، - سپردن شغلها ( پستها ) ى كليدى مالى و اقتصادى به دست آنان و بيخبرى يا چشمپوشى - بنا بر ملاحظاتى - از جنايات مالى برخى از آنان و نزديكان آنان .
- بىتوجّهى به ارزشهاى اعتقادى كه بر باد مىرود ، - اهميّت ندادن به نابودى هر گونه زمينه اى براى تحقّق قسط قرآنى و عدالت معيشتى ، با وجود اهميّت قاطعى كه اين دو امر ، از نظر دينى و جهانى دارند .
پس نبريدن از متكاثران و سرمايه خواهان و سرمايه داران ، و اعتماد كردن به آنان ، هم به زيان دين مردم است و هم به زيان دنياى مردم ، حتى اگر از روى بىنظرى باشد ، يا مرتبطان و ميدان دهندگان و مسئوليّت سپارندگان به آنان ، اشخاصى با وجهه باشند ، چه از ميان عالمان و چه حاكمان . . . چون كه موضوع به قصد يا وجهه مربوط نيست ، بلكه به بيدارى و تعهّد ، و رشد انقلابى ، و دل كندن از كمكهاى مالى آنان ، و ذات حيات اجتماعى مربوط است . و اين اصل مسلَّم است كه برخوردارى جامعه از يك اقتصاد سالم كه عامل عزت و رشد اجتماعى و استمرار آن است ، در گرو استفاده صحيح و عادلانه از اموال و امكانات است ، چنان كه فنا و زوال اجتماع ، و ويران شدن بنيادهاى حياتى ، و پايمال گشتن ارزشهاى اسلامى - از جمله - در گرو استفادهء ناصحيح و ناعادلانه از اموال و امكانات ، و فرصت دادن به فرصت طلبان است ؛ و اين واقعيّتى است كه امام جعفر صادق « ع » آن را به ما تعليم داده است . « 1 » و اينك آياتى در بارهء « قطع رابطه » و نيز احاديثى در اين خصوص :
هامش
« 1 » . فصل 2 ، از اين باب ( جلد سوّم / 125 به بعد ) .