مخاطب قرار مىدادند : « . . . * ( لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه مالًا ) * « 1 » ما دينارى از شما نمىپذيريم » .
و از اينجاست كه « قطع رابطه » با مستكبران اقتصادى نيز ، در زندگى رسالتى آن انقلابيّون بزرگ و مصمّم ، تبلورى شگرف مىيابد ، و اصلى بنيادين مىشود ، و در زندگى مستضعفان خط نورانى اميد را ترسيم مىكند .
هشدار
ارتباط داشتن با متكاثران و اهل سود و سرمايهء كلان ، و نبريدن از ايشان ( و به اصطلاح متعارف : « بايكوت » نكردن آنان ) ، به هر نامى و با هر هدفى كه باشد ، زيانهاى خود را به دين و جامعه خواهد زد ، زيانهايى از اين قبيل :
- ويرانسازى بنيان اقتصادى جامعه ، - تباهگرى اخلاق اجتماع ، - تضعيف نفوذ گسترده و مردمى دين ، - نوميدى نسلهاى جوان و شيوع افت اخلاقى و تكليفى در آنان ، - بدنام كردن اسلام ، كه دين سرمايه دارى و سرمايه داران و اغنياست . . .
و يكى از زيانبارترين گونه هاى اين ارتباط و تأييد ( كه موجب حضور طاغوتانهء متكاثران و فعّاليّتهاى بدون مانع آنان در جامعهء مدّعى انقلابى بودن و اسلامى شدن مىشود ) ، آن است كه از اين امور پديد مىآيد :
هامش
« 1 » . « سورهء هود » ( 11 ) : 29 .