ب - مردمان را به تقوا بخوانند . . . و زندگى تكاثر و اتراف ، يعنى زندگى توانگران شادخوار كجا و زندگى مقتصدانهء توأم با تقوا كجا ؟ ! ؛ ج - در جهتگيرى مصمّم باشند ، و هرگز كسانى را كه به دعوت اصلاحى پاسخ مثبت مىدهند از خود نرانند ، اگر چه از ضعفا باشند ؛ د - داراى ايستارى انذارگرانه و صريح باشند ، تا قدرتمندان به سازشكارى آنان طمع نبندند ، و ضعيفان از عدل آنان مأيوس نشوند ؛ ه - در مراحل دفاع از حقوق پريشانان و محرومان و مستضعفان ، تنها به شعارها و موعظه ها و خطبه هايى تصويرگر ( و بدور از واقعيّتهاى دردناك زندگى ) بسنده نكنند .
3 ( نوح ) * ( وَيا قَوْمِ ! لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه مالًا ، إِنْ أَجرِيَ إِلَّا عَلَى الله ، وَما أَنَا بِطارِدِ الَّذِينَ آمَنُوا ، إِنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ ، وَلكِنِّي أَراكُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ ) * ، « 1 » ( نوح : ) اى قوم من ! من از شما در مقابل اين ( هدايت و ارشاد ) مالى نمىخواهم ، مزد مرا خداوند مىدهد ، و من كسانى را كه ايمان آوردهاند طرد نمىكنم ؛ آنان پروردگار خويش را ملاقات خواهند كرد ، ليكن شما را ( كه مىخواهيد ضعيفان را از دور خود برانم ) ، مردمى نادان مىبينم ، ، اين آيه ، بر سه اصل مهم دلالت مىكند ، كه تحققپذيرى اصلاح اجتماعى متوقّف بر آن سه اصل است :
أ - بريدن پيوند مالى و اقتصادى با ثروتمندان و مترفان به صورتى قاطع ؛ ب - استحكام بخشيدن به روابط با توده ها به شكلى واقعى و در عينيّت زندگى ، و ايستادن عملى و قاطع در كنار ايشان ؛ ج - تحقير فرهنگ ثروتمندان شادخوار و عادات و رسوم ايشان ، و
هامش
« 1 » . « سورهء هود » ( 11 ) : 29 .