تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
- فروغ احسان او همگان را فرا گرفته است ، بدانسان كه تيرگى سرگشتگى و بينوايى و نادارى از هر جا زدوده گشته است . فرزدق ، در اين چكامهء و الا ، كه در ثناگسترى حضرت امام زين العابدين ، علىّ بن الحسين سجّاد « ع » سروده است ، حق را فرياد كرده و صاحبان حق را ستوده است ، و در برابر جبّاران شام و طاغوتان اموى ، به استوارسازى شالوده هاى فضيلت و عدالت پرداخته است . او - بنا بر تعاليم مكتب اهل بيت « ع » - چنين معتقد است كه امام و پيشواى اسلامى كسى است كه بار مشكلات انسانهاى زير فشار را از دوش آنان بردارد ، و نيازهاى آنان را برآورد ، تا در زندگى روى نياز و نيازمندى نبينند ؛ و اوست كه بايد توده ها را در سايهء احسان و اهتمام خويش گيرد ، تا بينوايى و نادارى راهى به زندگى آنان نيابد ، و سرگشتگى و گمراهى دستى به سوى آنان دراز نكند . و در آفاق ادبيات شيعه مىنگريم كه شاعر شيعى اين روزگار نيز ، ابعاد مردمى اين مكتب را در دفاع از انسان محروم و مبارزه با فقر و گرسنگى ، همان گونه فرياد مىكند كه شاعران روزگاران قديم اين مكتب فرياد كرده‌اند . آرى ، عبد المهدى مطر خفاجى نيز اين چنين مىگويد :
ما سرّه أن يرى الدّنيا له ذهب « 1 » و في البلاد قلوب شفّها السّغب و لا تضجّر أكباد مفتّتة حتّى يذوب عليها قلبه الحدب إن يسقط الدّمع من عينى مولَّهة أجابها الدّمع من عينيه ينسكب تهفو حشاه لأنّات اليتيم بلا أمّ تناغي ، و لا يحنو عليه أب
هامش
« 1 » . تلفّظ : « ذهبو » ، با اشباع حركت ، تا آخر قافيه ها .