1 - سير كردن گرسنگان ، اصلى عمومى ( 1 )
دلايل مهمى ما را بر آن مىدارد كه اخبار وارد شده در بارهء سير كردن گرسنگان را ناظر به عموم بندگان خدا بدانيم ، هر چند در بسيارى از آنها الفاظ « مؤمن » و « مسلمان » آمده باشد ؛ اينك شمارى از اين دلايل :
( 1 ) - عمومات قرآنى ، در خصوص عدل و احسان و قسط و اجراى آن .
( 2 ) - عمومات مربوط به نهى از ظلم و تجاوز .
( 3 ) - احاديث نبوى ، در تشويق مردمان به احسان كردن به همهء بندگان خدا به صورتى عام .
( 4 ) - اين حديث نبوى :
« ما من مسلم يغرس غرسا أو يزرع زرعا ، فيأكل منه إنسان أو طير أو بهيمة ، إلَّا كانت له به صدقة « 1 »
( 1 ) هيچ مسلمانى درختى نمىكارد يا كشتى به بار نمىآورد ، كه انسان يا پرنده يا چارپايى از آن بخورد ، مگر اينكه اين كار براى او صدقه ( كار خالص و براى خدا ) ، به شمار مىآيد . ( 5 ) - سخنان امير المؤمنين « ع » ، در بارهء تعميم نيكوكارى و احسان .
( 6 ) - اين سخن على « ع » : «
لكلّ ذي رمق قوت « 2 »
( 2 ) هر جاندارى روزيى دارد ( كه بايد به او برسد ) » .
( 7 ) - سخن على « ع » ، در عهدنامهء اشترى ، در بارهء لزوم دوست داشتن همهء مردم و دل را به دوست داشتن آنان آموخته كردن ، به اين دليل كه ( 3 ) « يا برادران دينىاند ، يا برابران نوعى ( همنوع ) » ،
( إمّا أخ لك في الدّين ، أو نظير لك في الخلق ) . « 3 »
( 8 ) - دستور على « ع » در بارهء مرد نصرانى و پرداخت هزينهء زندگى به او از « بيت المال » . « 4 »
هامش
« 1 » . « مستدرك الوسائل » 2 / 501 .
« 2 » . « كافى » 8 / 23 ، نيز فصل 5 ، از باب 11 ( جلد سوّم / 296 - 297 ) .
« 3 » . « نهج البلاغه » / 933 ؛ « عبده » 3 / 93 .
« 4 » . « وسائل » 11 / 49 ، فصل 15 ، از باب 7 ، بند « 4 » ( جلد دوّم / 397 - 398 ) .